در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٠٤ - چند راه حل و تفسير آيات
وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا[١]، وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ* إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ[٢]، الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى[٣]، يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ[٤]، و ... قائل به جسمانيت خداوند مىشوند و مىگويند كه خداوند در روز قيامت مىآيد و فرشتهها صف مىكشند و خداوند روى تخت مىنشيند و مردم او را با چشم مىبينند.
روشن است راه نخست، راه درستى نيست چنان كه روش دوم نيز، به دور از حق است. به نظر مىرسد كه طريق صواب، راه وسط باشد، بدين معنا كه در بعضى موارد، معلوم است كه مراد روش نخست است و در برخى موارد ديگر، روش دوم، ولى در بسيارى از موارد تشخيص آن خالى از اشكال نيست، زيرا موارد مشابهى كه معلوم نيست بايد معناى كنايهاى و استعارهاى براى آنها در نظر گرفت يا معناى لغوى و عرفى، در قرآن زياد است. بنابراين، اين راه حل، داراى اشكال بوده و كامل نيست.
ب) راه حل دوم اين است كه گفته شود: اين بيان، نمادين است و منظور از نمادين در اين جا، اين است كه انسان مطلب را به شكل داستانى ساختگى بيان كند و آن مطلب را به صورت غيرمستقيم برساند. اين سبك بيان در همه زبانها، در شعر و نثر، معروف و شناخته
[١]. سوره فجر، آيه ٢٢.
[٢]. سوره قيامة، آيه ٢٢- ٢٣.
[٣]. سوره طه، آيه ٥.
[٤]. سوره فتح، آيه ١٠.