در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٧٩ - ٣ پيآمدهاى آفرينش انسان
بيفتيد». همگى سجده كردند، جز ابليس كه سرباز زد و كبر ورزيد و از كافران شد. او از گروه جن بود و از فرمان پروردگارش سرپيچيد، و از سجده كنندگان نبود. فرمود: «اى ابليس! چه چيز تو را مانع شد كه براى چيزى كه به دستان قدرت خويش خلق كردم سجده آورى؟ آيا تكبّر نمودى يا از جمله برترى جويانى؟» گفت: «من از او بهترم، مرا از آتش و او را از گل آفريدى. من آن نيستم كه براى بشرى كه او را از گلى خشك، از گل سياه و بدبو آفريدهاى، سجده كنم. به من بگو اين كسى را كه بر من برترى دادى، براى چه بود؟» خداوند فرمود: «از آن مقام فرو شو، تو را نرسد كه در آن جايگاه تكبر نمايى، پس بيرون شو كه تو از
خوار شدگان و رانده شدگانى و تا روز جزا بر تو لعنت باشد.» ابليس گفت: «خدايا! مرا تا روزى كه برانگيخته خواهند شد، مهلت ده». خداوند فرمود: «در حقيقت تو از مهلت يافتهگانى، تا روز معلوم.» ابليس گفت: «پس به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندى، من هم براى فريفتن آنان، حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست، و گناهانشان را در زمين بر ايشان مىآرايم و همه را گمراه خواهم ساخت؛ آن گاه از پيش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و طرف چپشان، بر آنها مىتازم و بيشترشان را شكرگذار نخواهى يافت. پس به عزت تو سوگند كه همانا همگى را از راه به در مىبرم و فرزن آدم را ريشهكن خواهم كرد، مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را». خداوند فرمود: «نكوهيده و رانده، از آن مقام بيرون شو و برو، از ايشان هر كه را توانستى، با آواى خود تحريك كن و با