زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ٣٣٣ - ٣٥٥ مزار عمر مندان (عمرو بن معدىكرب)
و مسلمان شد و مدتى ساكن مدينه گشت.[١٢٠١] به گزارش ديگرى، وى هنگامى خدمت پيامبر (ص) رسيد كه ايشان از غزوه تبوك، بازمىگشت و با شنيدن توصيف قيامت از زبان آن حضرت، با هدف ايمنى از وحشت قيامت (فزع اكبر)، مسلمان شد.[١٢٠٢]
او از دلاوران و شجاعان عرب و يمن بود[١٢٠٣] كه شمشيرى مشهور و خاص، به نام «صمصامه» داشت.[١٢٠٤] اين شمشير تا دوران بنىعباس، باقى ماند و به دست مهدى عباسى رسيد.[١٢٠٥] بنا به اظهار نظر يكى از بزرگان يمن، عمرو، برخلاف راستكردارىاش، بسيار دروغگو بود.[١٢٠٦] او پس از مسلمان شدن، به قاتل پدرش، «ابَى بن عَثْعَث خَثْعَمى» كه يك تازه مسلمان بود، دست يافت و از پيامبر اكرم (ص) اجازه كشتنش را خواست. اما وقتى فهميد طبق قانون اسلام، جرايم دوران جاهليت شخصى كه مسلمان شده، عفو مىشود، مرتد شد.[١٢٠٧] اما پس از به اسارت درآمدن توسط لشكرى كه از سوى پيامبر (ص) به فرماندهى اميرمؤمنان على (ع) براى جمعآورى زكات به يمن اعزام شده بود، دوباره مسلمان شد.[١٢٠٨] به گزارشى، وى پس از رحلت پيامبر اكرم (ص)، مرتد شد. اما پس از شكست سپاهش از سپاه اسلام، مسلمان شد.[١٢٠٩]
عُمر، خليفه دوم، از همصحبتى با وى، لذتمى برد و حكايتهاى متعددى از وى مىشنيد كه به علت فصاحت كلام عمرو و لطايفش، باقى مانده است.[١٢١٠] عَمرو پس از
[١٢٠١] . الطبقات الكبرى، ج ٦، ص ٥٩؛ الاستيعاب، ج ٣، ص ١٢٠٢.
[١٢٠٢] . المنتظم، ج ٤، ص ٢٨٤؛ كشف الغمة فى معرفة الأئمة، ج ١، ص ٢٢٨.
[١٢٠٣] . الطبقات الكبرى، ج ٦، ص ٥٩؛ مروجالذهب، ج ٢، ص ٣٣١.
[١٢٠٤] . الإرشاد فى معرفة حجج الله على العباد، ج ١، ص ١٥٩.
[١٢٠٥] . شرح نهج البلاغه، ابن أبى الحديد، ج ١٢، ص ١٢٠.
[١٢٠٦] . همان، ج ٦، ص ٣٦١.
[١٢٠٧] . الإرشاد فى معرفة حجج الله على العباد، ج ١، ص ١٥٨.
[١٢٠٨] . همان، ص ١٥٩؛ الاستيعاب، ج ٣، ص ١٢٠٤.
[١٢٠٩] . السيرة النبوية، ج ٢، ص ٥٨٥؛ الطبقات الكبرى، ج ٦، ص ٥٩؛ المنتظم، ج ٤، ص ٢٨٤.
[١٢١٠] . المنتظم، ج ٤، ص ٢٨٥؛ مروجالذهب، ج ٢، ص ٣٣١.