زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ٢٦٨ - ٣٢٢ مزار سيد عيسى بن زيد شهيد
خيلى مشتاق ديدار شمايم و در تنهايى و حتى در بستر خواب، به ياد شمايم. اكنون برخيزيد و از اينجا برويد كه مبادا مأموران از وضع من و شما، آگاه شوند و صدمه و زيانى از اين ناحيه به شما برسد.
«مختار بن عمر» مىگويد:
خصيب را ديدم كه براى بوسيدن دست عيسى بن زيد (ع) خم شده بود و عيسى نمىگذاشت و دست خود را مىكشيد. خصيب به او گفت: «من دست عبدالله ابن حسن را بوسيدم و او مرا از اين كار، منع نكرد».[٩٨١]
برخورد سفيان ثورى با عيسى
«منذر بن جعفر عبدى» مىگويد:
پس از كشته شدن ابراهيم، من، حسن بن صالح، برادرش على بن صالح، عبد ربة بن علقمه و جناب بن نطاس، به همراه عيسى بن زيد، براى سفر حج حركت كرديم. عيسى بهصورت يك ساربان، ميان ما بود و نام خود را مخفى مىداشت؛ تا اينكه به مكه رسيديم. شبى در مسجدالحرام گرد هم جمع شديم. عيسى و حسن بن صالح، در پارهاى از مسائل با يكديگر اختلافنظر داشتند.
اين جريان گذشت و فرداى آن روز، عبد ربه، رفيق ما آمد و گفت: «شفاى اختلاف شما آمد؛ سفيان ثورى به مكه آمده است». همگى برخاستند و به نزد سفيان رفتيم و او در مسجدالحرام نشسته بود. بر او سلام كرديم و نشستيم. عيسى به سخن آمد و مسئله مورد اختلاف را مطرح كرد. سفيان متوجه شد كه مسئله، جنبه سياسى دارد. پس خود را كنار كشيد و گفت: «من، اين مطالب را نمىدانم و مىترسم چيزى بگويم».
حسن بن صالح گفت: «نترس، اين مرد عيسى بن زيد است!». سفيان، بهطور استفسار، نگاهى بهصورت جناب بن نطاس كرد. «جناب» گفت: «بلى. عيسى ابن
[٩٨١] . مقاتل الطالبيين، ص ٣٤٩.