زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ٤١١ - ٤٢٩ آرامگاه متنبّى شاعر
سال ورود وى به دربار سيفالدوله، ٣٣٧ ه. ق، بود.[١٤٦٩] او در حلب، مورد توجه و اكرام سيفالدوله قرار گرفت و از ملازمان و نزديكانش گرديد. اما پس از چند سال، به علت اختلافى كه با «ابن خالويه» در دربار سيفالدوله پيدا كرد، از حلب خارج شد. سپس به مصر رفت و «كافور اخشيدى» را مدح گفت.[١٤٧٠] سال ورود او به مصر، ٣٤٦ ه. ق، بود و مدتى نيز آنجا ماند. اما به علت اختلافى كه با كافور پيدا كرد، از مصر فرار كرد.[١٤٧١]
سپس به بغداد رفت و چندى در آنجا اقامت نمود و با اهل ادب، همنشينى ورزيد.[١٤٧٢] متنبّى در كوفه، نزد «ابن عميد» رسيد و اشعارى در مدح وى، سرود. گفتهاند ابن عميد، سى هزار دينار به وى عطا كرد و به او پيشنهاد كرد كه نزد عضدالدوله ديلمى رود.[١٤٧٣] او نيز مدتى به شيراز رفت و عضدالدوله ديلمى را مدح گفت و مورد تكريم وى قرار گرفت و سپس به عراق بازگشت. اما در مسير بازگشت، «فاتك بن ابىجهل اسدى» با گروه خود، به متنبى و همراهانش حملهور شدند و او را به همراه فرزندش، «مُحسّد» و غلامش، «مُفلح»، در محلى به نام «صافيه» نزديك نعمانيه و به قول ديگرى، نزديك «دير العاقول» در فاصله حدود دو ميل از غرب بغداد، به قتل رساندند. سال قتل وى، ٣٥٤ ه. ق، بود.[١٤٧٤]
متنبّى با وجود جايگاه ويژه و بسيار بلندش در تاريخ شعر و ادب عربى، شخصيتى جنجالى است و درباره وى، آراى متضاد فراوانى وجود دارد. درباره علت شهرت وى به «متنبّى»، گفته شده است كه او گاهى ادعا مىكرد كه از سادات علوى است. گاهى نيز ادعاى نبوت مىكرد و حتى سوره يا سورههايى نيز شبيه سورههاى قرآن، به وى نسبت دادهاند. نقل شده است كه حتى يك بار به سبب ادعاى نبوت وى، «لؤلؤ» امير حمص،
[١٤٦٩] . وفيات الاعيان، ج ١، ص ١٢٢.
[١٤٧٠] . تاريخ بغداد، ج ٥، ص ١٦٥؛ وفيات الاعيان، ج ١، ص ١٢٢.
[١٤٧١] . وفيات الاعيان، ج ١، ص ١٢٢.
[١٤٧٢] . تاريخ بغداد، ج ٥، ص ١٦٥؛ بغية الطلب، ج ٢، ص ٦٤٢.
[١٤٧٣] . تاريخ مدينة دمشق، ج ٧١، ص ٨٢.
[١٤٧٤] . همان، ص ٨٤؛ وفيات الاعيان، ج ١، ص ١٢٣.