زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ٣٦٦ - ٣٨٠ مرقد عمرو بن حمق خزاعى
امام (ع) تنها از آنان خواست به بيان بدكارى آنها، اكتفا كنند و بجاى لعن، از خدا بخواهند كه ميان ما و اهل شام، اصلاح كند و خون ما و آنها را حفظ نمايد و آنها را از گمراهى و جهالتشان، رهايى بخشد. آن دو نيز اطاعت و انقياد خود را به اميرمؤمنان (ع)، اعلام كردند و امام، ضمن دعا در حق عمرو، فرمود: «اى كاش ميان لشكر من، صد سرباز همانند تو، وجود داشت».[١٣١٥]
او در دوره خلافت معاويه، از ياران حجر بن عدى بود و به دشمنى نمودن حاكم كوفه به شيعيان، اعتراض كرد. در نتيجه، تحت تعقيب زياد بن ابيه قرار گرفت و به موصل، فرار كرد.[١٣١٦] در سال ٥٠ ه. ق، در مسير فرار وارد غارى شد و مارى، وى را نيش زد.[١٣١٧] آنگاه حاكم موصل، سر عمرو را از بدن بىجانش، جدا كرد و آن را شهر به شهر گرداند و به نزد معاويه فرستاد. اين نخستين سرى بود كه در اسلام، شهر به شهر چرخيد.[١٣١٨]
به گزارش، عبدالرحمان بن امحكم، خواهرزاده معاويه كه حاكم موصل بود، او را به زندان انداخت و دربارهاش از معاويه، كسب تكليف كرد. معاويه دستور داد تا عمرو را از تهمت اثبات نشده قتل عثمان، با نُه زخم، به شهادت برسانند؛ زيرا شنيده است كه وى نُه زخم به عثمان زد. بنابر روايت ديگرى، عبدالرحمان وى را با شكنجه كردن، به شهادت رساند.[١٣١٩]
معاويه براى دستيابى به عمرو، همسرش، آمنه بنت شريد را مدتى در زندان دمشق، زندانى كرد، تا اينكه سر عمرو را برايش بردند. او آن را بوسيد و در آغوش گرفت و گفت: «مدتها باعث دورى او از من شديد و حالا كشتهاش را برايم آورديد؟»! سپس معاويه او را به حمص، تبعيد كرد.[١٣٢٠]
[١٣١٥] . وقعة صفين، ص ١٠٣.
[١٣١٦] . تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٥، ص ٤٩٦.
[١٣١٧] . الإحتجاج، ج ٢، ص ٢٩٧؛ رجال الكشى، ج ١، ص ٢٥٣.
[١٣١٨] . الاستيعاب، ج ٣، ص ١١٧٤؛ اسدالغابة، ج ٤، ص ٢٠٦.
[١٣١٩] . أنسابالاشراف، ج ٥، ص ٢٧٢؛ تاريخ مدينة دمشق، ج ٤٥، ص ٤٩٤.
[١٣٢٠] . أنسابالاشراف، ج ٥، ص ٢٧٣؛ بلاغات النساء، ص ٨٧.