زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ٣٤٥ - ٣٦٩ مزار امامزاده عبيدالله بن على (ع)
خوشحالى مصعب از حضور عبيدالله
مصعب، به پشتوانه حضور عبيدالله در لشكرگاهش، چنين مىگفت كه اى مردم! مختار دروغ مىگويد كه به خونخواهى حسين بن على (ع)، قيام كرده است؛ زيرا برادر حسين بن على (ع)، يعنى عبيدالله، اينجاست و حكومت را مىخواهد. اگر مختار راست مىگويد، حكومت را به او واگذار كند.[١٢٤٨]
عبيدالله، مدعى خلافت
پس از حضور عبيدالله بن على (ع)، ميان مصعب و سپاهيانش، مصعب آماده نبرد با مختار شد. از اينرو دستور داد مردم براى جنگ با دشمنش، مختار، آماده شوند و زمانى را براى حركت، تعين كرد و در جايى، پايگاه قرار داد. سپس از همان مكان حركت كرد و «عبيدالله بن عمر بن عبيدالله بن معمر» را در بصره گذاشت.
وقتى مصعب حركت كرد، عبيدالله بن على (ع)، از همراهى با او خوددارى كرد و ميان دايىهاى خويش ماند. ولى دايى بزرگش، نعيم بن مسعود، همراه مصعب حركت كرد.
چون مصعب، از بصره دور شد، فرزندان سعد بن زيد منات بن تميم، پيش عبيدالله آمدند و گفتند: «ما نيز دايىهاى تو هستيم و ما را هم در تو، بهره و نصيبى است. پس پيش ما بيا كه دوست مىداريم تو را گرامى داريم. عبيدالله پذيرفت و پيش ايشان رفت.
آنان او را ميان خود منزل دادند و [مىخواستند تا با او، بر خلافت بيعت كنند]؛ درحالىكه خود كراهت داشت با او، به خلافت بيعت كردند. عبيدالله بن على (ع) مىگفت: «شتاب مكنيد و اين كار را انجام مدهيد». اما آنان از پذيرش گفتارش، خوددارى كردند [و با او بيعت كردند].
اين خبر به مصعب رسيد و موضوع را براى عبيدالله بن عمر بن عبيد الله بن معمر نوشت و او را ناتوان شمرد و گفت: «چگونه از كارى كه درباره عبيدالله بن على (ع) شده است، بىخبر مانده و آگاه نشدهاى كه با او بيعت كردهاند».
[١٢٤٨] . تاريخ اليعقوبى، ج ٢، ص ٢٦٣.