زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ٢٦٢ - ٣٢٢ مزار سيد عيسى بن زيد شهيد
نكرد و زندگى مخفيانه و رقتبار را بر ميدان جهاد، ترجيح داد.
جواب اين سؤال، بسيار روشن است؛ زيرا عيسى، مردى بابصيرت و دورانديش بود و از قيام پدر و برادر و پسرعموهايش، تجربيات زيادى داشت و برنامه او به طور كامل براساس يك سياست عاقلانه و صحيح بود. او درسهاى تلخى را آموخته بود؛ خيانت مردم را به زيد، يحيى، محمد و ابراهيم، خوب ديده بود و ديگر هيچ اعتمادى به اين مردم دورو نداشت. او اين علت را براى كنارهگيرى و گرفتن چنين روشى را براى چند تن از ياران وفادارش كه انگشتشمار بودند، بيان كرد.
على بن جعفر، از پدرش نقل مىكند كه گفت:
من و اسرائيل بن يونس و على و حسن، فرزندان صالح بن حى، با عدهاى از همرازها و دوستانمان، خدمت عيسى بن زيد بوديم. ميان ما، حسن بن صالح، از عيسى پرسيد: «متى تدافعنا بالخروج وقد اشتمل ديوانك على عشرة آلاف رجل؟»؛ «تا كى ما را از قيام و خروج منع مىكنى و حال آنكه تعداد ياران تو، به ده هزار مرد جنگى مىرسد؟»
عيسى در جواب حسن گفت: واى بر تو! تو بسيارى افراد را به رخ من مىكشى و حال آنكه من خوب آنها را مىشناسم! آنگاه با صدايى لرزان گفت: «اما والله لو وجدت فيهم ثلثمائة رجل اعلم انهم يريدون الله عزوجل، ويبذلون انفسهم له، ويصدقون للقاء عدوه في طاعته، لخرجت قبل الصباح حتى ابلى عندالله عذرا في اعداءالله»؛ «به خدا سوگند! اگر من حداقل سيصد نفر از اين مردم را مىيافتم كه فقط هدفشان خدا باشد و حاضر باشند جان خود را در راه او بدهند و در ملاقات با دشمن و در طاعت حق راستگو و استوار بودند، قبل از صبح قيام مىكردم تا اينكه مقابل خداوند، در مورد دشمنان، عذرى آورده باشم. امر مسلمانان را طبق سنت خدا و رسولش اجرا مىكردم. اما با كمال تأسف، من موضع اعتمادى كه به بيعت خويش به خاطر خدا وفادار و در ميدان جنگ ثابت قدم باشد نمىيابم».