زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ٢٦١ - ٣٢٢ مزار سيد عيسى بن زيد شهيد
قدرى او را سرزنش كرديم و خاموش شديم. عيسى سر را بلند كرد و گفت: «بعد از ابراهيم، ديگر كسى نيست كه عليه اينان (بنىالعباس) قيام كند. اين جمله را گفت و به كنارى رفت؛ همين طور رفت تا به ويرانهاى رسيد و ما هم، با او بوديم. در آنجا يك شوراى جنگى تشكيل داديم و تصميم گرفتيم به لشكر عيسى بن موسى كه از طرف منصور به جنگ با ابراهيم آمده بود، شبيخون زنيم. اما چون نيمهشب شد، ما عيسى را بين خود نديديم و رفتن او، نقشه ما را بر هم زد.[٩٧٤]
عيسى، از رهبران نهضت
در زمان قيام محمد بن عبدالله بن حسن، وى بزرگان علم و سران زيديه را كه همراهش بودند، به نزد خود جمع كرد و به آنها سفارش كرد كه اگر در اين جنگ كشته شود، منصب رهبرى شيعيان و زيديه، به عهده برادرش، ابراهيم است و اگر ابراهيم كشته شد، اين مقام، براى عيسى بن زيد است.
عبدالله بن حمد بن عمر، اين حديث را روايت كرده و به دنبال آن، اضافه كرده است:
بعد از كشته شدن محمد و ابراهيم، عيسى به كوفه گريخت (چون ديگر نبرد مسلحانه با تعداد اندك ياران، اثر مثبتى نداشت) و در خانه على بن صالح بن حى، برادر حسن بن صالح، مخفى شد و دختر او را به عقد خويش درآورد و از آن زن، دخترى به دنيا آمد كه در زمان حيات پدر، از دنيا رفت.[٩٧٥]
اعتماد نداشتن به مردم
ممكن است بعضى سؤال كنند كه با وجود آنكه عيسى در شجاعت و آزادمنشى، همانند پدران و برادرانش بود و ابراهيم بن عبدالله، رهبر انقلاب (باخمرى) بعد از خود و زعامت شيعيان مبارز را به او واگذار كرده بود، چرا او با يارانى كه داشت همانند پدرش، زيد و با برادرش يحيى و پسرعموهايش، محمد و ابراهيم، فرزندان عبدالله بن حسن، قيام
[٩٧٤] . مقاتل الطالبيين، ص ٤٠٧.
[٩٧٥] . همان، ص ٤٠٨.