زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ٢٤١ - ٣١٧ مزار امامزاده زيد بن موسى (ع) (زيد النار)
به هرحال، زمانى كه حسن بن سهل، او را روانه مرو كرد، پس از آنكه مأمون، زيد را ديد، به او گفت: «در بصره، علم شورش را برپا كردى و ما تو را به حال خود گذاشتيم؛ تا خانههاى دشمنان ما، بنىاميه را آتش بزنى. آنگاه قصد خانههاى پسرعموهايت (بنىعباس) را كردى؟»
زيد در پاسخ گفت: «من از هر نظر، اشتباه كردم و اگر دوباره برگردم، به دشمنانمان خواهم پرداخت». مأمون از شوخطبعى زيد، خنديد و او را به نزد برادرش، حضرت رضا (ع) فرستاد و گفت: «برادرت بر ضد ما قيام كرده و هر آنچه توانسته، انجام داده است. پيش از او نيز زيد بن على (زيد فرزند امام سجاد (ع)) قيام كرده بود. اما هماكنون به احترام تو، او را عفو مىكنيم و جرمش را به شما مىبخشيم. خودتان، او را ادب كنيد». امام رضا (ع) فرمود: «اين زيد را با آن زيد، قياس مكن؛ زيرا كه زيد (زيد بن على) از علماى آلمحمد (ص) بود و براى دين خدا و در راه خدا، با دشمنان خدا جنگيد تا به شهادت رسيد». آنگاه امام (ع) دستور داد وى را آزاد كنند و سوگند ياد كرد كه با او سخن نگويد.[٩٠٢]
روايات ديگرى از امام رضا (ع) در دست است كه حكايت از نكوهش زيد دارد. علامه مجلسى در «بحارالانوار» و شيخ صدوق در «عيون اخبار الرضا»، به نقل از «حسن بن موسى بن على و شاء»، مىنويسند:
در خراسان، هنگامى كه زيد، در جلسهاى با جمعى مشغول صحبت بود، مرتب از خاندان خود سخن مىگفت؛ تا بدين وسيله فخرفروشى كند. امام رضا (ع) كه در آن مجلس حاضر بود، از سخنان وى ناراحت شد و فرمود: «اى زيد! آيا تو را سخن نادانان كوفه مغرور كرده است كه گفتهاند چون حضرت فاطمه (عليها السلام)، عفت ورزيد، پس خداوند آتش را بر ذريه وى حرام كرد. به خدا قسم كه اين (فضيلت)، مخصوص حسن و حسين (عليهم السلام) و فرزندان بلافصل اوست. امام موسى ابن جعفر (ع)، اطاعت خدا را مىكرد و روزها، روزهدار بود و شبها، عبادت مىكرد. آنگاه تو
[٩٠٢] . عيون اخبار الرضا، ج ١، ص ١٩٠؛ بحار الانوار، ج ١٢، ص ٢١١.