آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢ - درک عظمت الهی
بهطور کلی انسان چنین ساختمانی دارد که بزرگی و کوچکی برایش نسبی است یعنی یک چیز بزرگ است در مقایسه با یک کوچکتر از خودش. همینقدر که آن را با یک شیء بزرگتر مقایسه کند حتی در چشمش کوچک میشود. مثلًا این ضبط صوت وقتی که در کنار ضبط صوت کوچکتری هست به نظرتان بزرگ است؛ در مقابلِ یک بزرگتر از خودش به نظرتان کوچک میآید. یک آدم بلندقد در مقابل مردم دیگر همیشه بلندقد است؛ وقتی که با بلندقدتر از خودش راه میرود به چشم انسان کوچک میآید.
روح انسان هم همینطور است. این اشیاء که بزرگ به نظر میرسند در مقایسه با یکدیگر است ولی در مقایسه با مقامی که عین عظمت است و عظمتِ لایتناهی است هر عظمت دیگر [کوچک به نظر میرسد] چون هرچه باشد متناهی است و یک متناهی با نامتناهی نسبت ندارد. اگر انسان او را به عظمت شناخت دیگر چیزی به نظرش بزرگ نمیآید. ما تا فریمان بودیم و فقط مشهد را دیده بودیم مشهد به نظر ما بسیار بزرگ بود. تا آمدیم قم و تهران و برگشتیم. وقتی که من از تهران برگشتم دیدم مشهد چقدر به نظرم کوچک است! طبیعت انسان این است. سعدی در بوستان قطعهای دارد:
چنین دارم از پیر داننده یاد | که شوریدهای سر به صحرا نهاد | |
پدر در فراقش نه خورد و نه خفت | پسر را ملامت نمودند گفت | |
از آنگه که یارم کس خویش خواند | دگر با کسم آشنایی نماند | |
به حقش که تا حق جمالم نمود | دگر هر چه دیدم خیالم نمود | |
«وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ». قرآن در یک جای دیگر هم این تعبیر را دارد که: «وَ امّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی.فَانَّ الْجَنَّةَ هِی الْمَأْوی» [١]
[١]. نازعات/ ٤٠ و ٤١.