آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥ - یاران آتش و یاران بهشت
مسأله خدا را به یاد داشتن تا انسان خود را فراموش نکند و [اینکه] خدا را فراموش کردن موجب خود فراموشی میشود و آن است که انسان را به فسق میکشاند، این دو گروه را که ذکر میکند فوراً میفرماید: «لا یسْتَوی اصْحابُ النّارِ وَ اصْحابُ الْجَنَّةِ اصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزونَ» یاران آتش و یاران بهشت، اینها که مانند یکدیگر نمیتوانند باشند؛ یاران بهشتاند که ناجح و موفق و مظفر به مقاصد خود هستند.
کأ نّه قرآن میخواهد با همین مسأله «نَسُوا اللَّهَ فَانْسیهُمْ انْفُسَهُمْ» مسیر بهشت و جهنم را مشخص کند: یا انسان خود را و خدای خود را میشناسد و برای خود کار میکند که مسیرش [به سوی] بهشت است؛ یا خودش را فراموش میکند و نه برای خود، بلکه برای غیر خود [کار میکند] و خود را همیشه ضعیف و لاغر و محتاج نگه میدارد، اینها اصحابالنار هستند.
اینها موعظه قرآن است، مواعظی که واقعاً لحن آیات به قدری مؤثر و کوبنده و نافذ است که اگر کسی به اصطلاح دلی داشته باشد محال و ممتنع است که متأثر نشود. به همین مناسبت است که بعد فوراً [جملهای] میفرماید [که] یعنی: چه دلهای قسیای که باز هم متأثر نمیشوند! میفرماید: «لَوْ انْزَلْنا هذَا الْقُرْ انَ عَلی جَبَلٍ لَرَأَیتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیةِ اللَّهِ» اگر ما این قرآن را بر کوه نازل میکردیم، این قرآنی که بر بشر نازل شده است [١]؛ اگر خدا همین تجلیای که به وسیله قرآن بر بشر کرد بر کوه میکرد (فَلَمّا تَجَلّی رَبُّهُ لِلْجَبِلِ جَعَلَهُ دَکاً وَ خَرَّ موسی صَعِقاً [٢]؛ چون کوه هم در عالم
[١] مقصود از نزول این نیست که مثلا کتابچهای را بیاورند به دست بشر بدهند بگویند این کتابچه را اگر روی کوه میگذاشتیم چنین میشد نه قرآن کلام خداست و حضرت امیر میفرماید خداوند متعال در کتاب خودش تجلی کرده فعل خداست بر بشریت
[٢] اعراب/ ١٤٣.