آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨ - عمل یا پیش فرستاده
[ «پیش فرستاده» است.] با اینکه در منطقِ ظاهرِ انسان عمل انسان به گذشته تعلق میگیرد، یعنی ما هرکاری را که امروز انجام میدهیم، به فردا که میرسیم، کار ما به گذشته تعلق دارد، یعنی خودمان میگذریم؛ کاری را اکنون انجام میدهیم، بعد کار ما منقضی و تمام میشود ولی خود ما هستیم؛ خود ما جلو میآییم و کار ما عقب میماند؛ ولی قرآن برعکس، میفرماید هر کاری که تو مرتکب میشوی، علیرغم آن ترتیب ظاهری زمانی که تو احساس میکنی که آن در زمان گذشته ماند و تو در زمان حال و زمان آینده آن هستی، قضیه برعکس است، هر عملی که مرتکب شدی او پیشاپیش تو رفت، تو پشت سر باقی ماندی؛ او را جلو فرستادی و تو هنوز ماندهای که بعد به او برسی.
خیلی حرف عجیبی است! هر عملی که انسان انجام میدهد، چه خوب چه بد، در منطق قرآن «پیشفرستاده» است نه «پس عقب مانده»؛ پیش فرستاده است، بعد خود انسان باید به او برسد. بدیهی است که اگر مسأله زمان میبود چنین نمیشد؛ در زمان، ما از پیش هستیم و عمل پشت سر ماست. این از باب این است که غیر از زمان مسأله دیگری وجود دارد و آن مسأله «نشئه» است. عمل تو الآن به نشئه دیگر رفته است و تو بعدها به آن نشئه منتقل میشوی، تو پشت سر عملت هستی. تو بعد به عملت، به آن پیش فرستاده خود ملحق میشوی، که همین مطلبْ بعد- البته اصلش قرآن است- در کلمات ائمه اطهار، نهجالبلاغه و بعد در ادبیات عربی و ادبیات فارسی و بهطور کلی در فرهنگ اسلامی، خودش مطلبی و رکنی شده است.
در نهجالبلاغه- ظاهراً در حدیث نبوی هم هست- در آن خطبه معروفِ زهدی میفرماید: «ایهَا النّاسُ انَّمَا الدُّنْیا دارُ مَجازٍ وَ الْاخِرَةُ دارُ قَرارٍ فَخُذوا مِنْ مَمَرِّکمْ لِمَقَرِّکمْ وَ لا تَهْتِکوا اسْتارَکمْ عِنْدَ مَنْ یعْلَمُ اسْرارَکمْ» ایهاالناس! دنیا خانهای است که گذشتن است، یعنی انسان از این خانه میگذرد، خانه