آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧ - فواید دیگر زمین برای انسان
را، حساب دارد. از میوهها تعبیر به «فاکهه» کرده، بعد خرما را اختصاصاً جدا ذکر کرده، یا به علت اهمیتش یا به همان علت که عرض کردم عرب به خرما «فاکهه» اطلاق نمیکند. دانههای مورد تغذی انسان مثل گندم، جو، نخود و لوبیا را هم تعبیر به «حَب» میکند، دانههایی که از زمین میروید، دانههایی که توأم با برگهای درو کردنی است که مورد استفاده انسان است. از سبزههای خوشبو تعبیر به «ریحان» فرموده است(وَ الْحَبُّ ذُوالْعَصْفِ وَ الرَّیحانُ ).
قرآن میخواهد بگوید همین طور که رابطه است میان آن پستان و آن شیر و آن دگمه سر پستان و همه آن تشکیلات با خلقت طفل در رحم و با معده و لبها و نیازهای آن طفل، همین طور رابطه است میان میوهها و دانهها و روییدنیهای خوشبوی این عالم با خلقت انسان. اینها مادههایی است که در پستان همین زمین میروید؛ یعنی این پستان این جور آفریده شده است که بتواند این احتیاجات را رفع کند. البته طفل وقتی از رحم به دنیا میآید ناتوان است، حداکثر همین است که با لبهای خودش باید بمکد، دیگر بیش از این کاری از او ساخته نیست، مایع برای او تا این اندازه آماده است، ولی انسان بعد از آنکه بزرگ میشود استعداد خیلی بیش از اینها را دارد، آنوقت میبینید نعمتها در قدمهای دورتری قرار داده شده که او خودش میرود آنها را به خود نزدیک میکند. مثلًا دانه را در زمین میپاشد که بعد زمین این استعداد خودش را در آنجا نشان میدهد، بعد مثلًا بوته گندم میروید، بعد بزرگ میشود، ساقه پیدا میکند، دومرتبه خوشه پیدا میکند، بعد دانه گندم هم به خودی خود قابل استفاده نیست، انسان آن را آرد میکند، بعد میپزد و بعد میخورد.
«وَالْارْضَ وَضَعَها لِلْانامِ.فیها فاکهَةٌ وَ النَّخْلُ ذاتُ الْاکمامِ.وَ الْحَبُّ ذُوالْعَصْفِ وَ الرَّیحانُ» زمین را نهاد برای مردم که بر روی آن راه بروند و از آن مانند یک