آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨ - متن خلقت، میزان و مقیاس همه چیز
کرد.
این جریان در نیشابور رخ داد و نشاندهنده میزان محبوبیتی است که ائمه اطهار در میان مردم بالخصوص مردم ایران داشتند علیرغم آنهمه فعالیتهایی که دستگاه خلافت عباسی داشت. عجیب است! مأمون به خاطر آن سیاستش- که دیگر وقت نیست در باره آن صحبت کنیم [١]- حضرت رضا را در معنا کرهاً و به ظاهر طوعاً، و با تجلیل از مدینه حرکت میدهد ولی محرمانه دستور میدهد که از شهرهایی که در آنجا مراکز شیعیان است عبور ندهید، از بیراههها یا از جاهایی بیاورید که شیعه در آن جاها وجود ندارد و مردم علیبن موسیالرضا را نمیشناسند. (حال آن تجلیلهای ظاهریاش را ببینید و این نقشههای سیاسی زیر پرده را!) و لهذا مخصوصاً از قم که از مراکز شیعه بود نیاوردند؛ از بغداد که مرکز بود و مرکز همه گروهها بود و آمدن حضرت رضا در آنجا ممکن بود حرکتی ایجاد کند عبور ندادند؛ از کوفه عبور ندادند؛ از بیراهه آوردند. مثل اینکه باور نمیکردند در نیشابور، یک شهر دورافتاده خراسان، چنین ولولهای به وجود بیاید. وقتی حضرت را آوردند از نیشابور عبور بدهند مردم نیشابور- که شهر بزرگی بود- استقبال عظیمی از ایشان کردند [٢]. زن و مرد، کوچک و بزرگ ریختند به
[١]. [علاقهمندان میتوانند به کتاب سیری در سیره ائمه اطهار علیهم السلام مراجعه نمایند.]
[٢]. آن وقت نیشابور مرکز خراسان بوده است، خراسانِ به اصطلاح جنوبی یا خراسان مرکزی نهخراسان شمالی (شهرهای ماوراءالنهر)؛ و مثل بلخ و بخارا و مرو هم البته شهرهای بزرگی بوده ولی در این قسمت خراسان فعلی مرکز، نیشابور بوده است. طوس که همین شهر طوسی است که در چهار فرسخی غرب مشهد است و قبر فردوسی هم آنجاست، دهی، قصبهای یا شهرکی بوده است و این محل فعلی مشهد اساساً شهر نبوده، دو تا ده کوچک بود: ده «سناباد» که همان جایی است که حضرت در آنجا مدفون هستند و ده «نوغان» که الآن هم «محله نوغان» در پایینخیابان مشهد معروف است. خصوصیت تاریخیای که اینجا