آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠ - هواز اسماء اللَّه
حدیث بسیار پر معنایی است و در واقع گنجی است از معرفت. از جمله در آنجا حضرت راجع به همین کلمه «هو» بحث کرده است، میفرماید آنجا که میگوید: «قُلْ هُوَ اللَّهُ احَدٌ» نباید خیال کنی ضمیری به کار بردهای مثل اینکه «هو» را در جاهای دیگر به کار میبرند، بلکه اسمی از اسماء الهی را بیان کردهای.
پس این کلمه «هو» که ما در اینجا میگوییم: «هُوَ اللَّهُ الَّذی لا الهَ الّا هُوَ» در عین اینکه از نظر ترکیبات عربی ضمیر است، باید دانست که اصلًا «هو» خودش اسمی از اسمهای پروردگار است. به چه معنا اسم پروردگار است؟ (اسمها را بعد میگوییم). هر صفتی که صفت کمال باشد وآن را به پروردگار نسبت بدهیم، به عبارت دیگر وقتی که به صفت و مسمّی (ذات) با یکدیگر عنوانی بدهیم، مثلًا علم را به ذات نسبت بدهیم بشود عالم، آنوقت میشود اسم؛ یعنی «علم» صفت است و «عالم» اسم. «قدرت» صفت است و «قادر» اسم. «رحمت» صفت است و «رحمان» و «رحیم» اسم.
حال در اینجا وقتی که ما میگوییم «هو» اسم پروردگار است، در این صورت چه چیزی صفت است و چه چیزی اسم؟ آن که صفت است همان غیب مطلق بودن است. غیب مطلق بودن یعنی چه؟ یعنی حقیقتی که احاطه به کنه ذاتش و اطلاع بر کنه ذاتش برای هیچ موجودی امکان پذیر نیست. البته این که معرفت خدا پیدا میشود و معرفت خدا هم خیلی درجات دارد یک مطلب است، مسأله معرفت به کنه ذات یعنی خدا را آنچنان شناختن که دیگر ماورای آن شناختن شناختنی نباشد، مطلب دیگر؛ آن مختص به خود ذات پروردگار است. حتی پیغمبر که عارف اول عالَم است باز میگوید: «ماعَرَفْناک حَقَّ مَعْرِفَتِک». این جمله همان معنای «هو» است؛ یعنی تو در مرتبه و درجهای هستی که هرچه برای من «انْتَ» باشی باز در یک درجهای