ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٧١ - (٩) فك ختم فص يوسفى
امكان پذير نيست. پس مرتبه عدم از جهت مقابليتش با وجود مانند آينهاى مر وجود راست، و تعين يافته بين دو طرف عبارت از عالم مثال است و ضياء و نورانيت صفت ذاتى اوست، و اين حكم در هر چيزى كه بين دو چيز واقع شود جارى است، و اگر نسبتش به يكى از دو طرف قوىتر از نسبتش به طرف ديگر باشد، به آن طرفى كه قوىتر توصيف شده توصيف مىگردد و بدان نام ناميده مىشود.
١١/ ٩ آيا نمىدانى كه عالم أرواح و آن چه كه فوق آن از عوالم اسماء و صفات است موصوف به نور و وجود ابدى بوده و صورتهاى جهان كون و فساد(١) موصوف به تيرگى و ظلمت است؟ براى اين است كه آنها در مقابل عالم أرواح- كه عالم نور است- قرار دارند. از اين روى، شيخ ما- كه خداوند از وى خشنود باد- اين حكمت را به نوريت لقب كرد، و گر نه آن، حقيقت ضيايى است نه نوريت خالص(٢). و اما متوسط بين نشئه انسان عنصرى و بين روحانيت و باطن آن، عالم خيال مقيد است، و صورت ظاهر در آن [خيال مقيد] به حسب نسبت صاحب خيال مقيد- از دو طرف- مىباشد. پس اگر نسبتش به طرف أرواح و آن چه كه فوق أرواح است قوى گشت، تخيلاتش حقيقى و صحيح و وجودى و علمى و نورانى است، و اگر نسبتش به عالم حس به واسطه غلبه احكام صورتهاى منحرف داراى كون و فساد و حالات مختلف دور از اعتدال، قوى شد تخيلاتش- چه در خواب و چه در بيدارى- تخيلاتى تباه و نظريات و اعتقاداتش به واسطه خالى بودن آنها از نور علمى و خاصيت وجود ابدى، نادرست است. لذا آن [خيال مقيد و خواب] اضغاث احلام [: خوابهاى آشفته و شوريده كه تعبير ندارد] ناميده شده است.
حضورى واقع است و تمامى آثار مترتب بر آن مىباشد بدون توصيف حكم و تركيب (حاشيه).
(١) كون عبارت از اجتماع أجزاء، و فساد عبارت از افتراق آنهاست كون عبارت از حدوث صورى در هيولا، و فساد عبارت از زوال صورت است.
(٢) يعنى نوريت خالص، عالم أرواح و عوالم اسماء و صفات است و عالم مثال، حقيقت ضيايى است كه متعين بين دو طرف- مرتبه عدم و وجود- مىباشد.