ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٨٥ - (١١) فك ختم فص صالحى
چند است كه اعدادش مطابق اعداد مفاتيح الغيب است لذا در اين أدب الهى، قصد موافقت با حق تعالى را در آگاهى دادن بر آغاز ايجاد- از غيب ذاتى و وجود مطلق احاطى- مراعات نمود، و من شمهاى از اصول مفاتيح غيب را در تفسير فاتحه بيان داشته و پرسش كوتاه فكران و كم فهمان را پاسخ دادهام آنان كه از بيان الهى وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ [انعام/ ٥٩: كليدهاى غيبى نزد اوست و جز او كسى آنها را نمىداند] اين چنين فهميدهاند كه علم آنها فقط نزد خداوند است و كاملان آنها را نمىدانند. و [در تفسير فاتحه] بيان داشتهام كه از چه جهتى فهمش دشوار و غير ممكن است و از چه جهتى [فهمش] حاصل مىآيد، و بزودى در كشف اين فص شمه ديگرى از مفاتيح غيب را بيان مىدارم و بر آن چه كه اختصاص به غيب اضافى نسبى دارد و آن چه كه اختصاص به غيب حقيقى و علم ذاتى الهى دارد آگاهى مىدهم و نيز بر حكمتى كه آن سبب و علت بود كه شيخ ما- كه خداوند از وى خشنود باد- نام فتوح را در اين فص صالحى برگزيد آگاهى خواهم داد. حال به يارى و خواست او مىپردازيم به بيان فتوحات الهى.
٣/ ١١ گوييم: اولين مفاتيح غيب، جمع احدى است كه عبارت از برزخ جامع(١) بين احكام وجوب و امكان است، زيرا وحدت ذاتى و تجلى وجودى اطلاقى، هيچ اعتبارى از اعتبارات ثبوتى و سلبي- مانند اقتضاى ايجادى و يا نفى آن- و همچنين هيچ اثر وحدانى و نيز تعدد، بدانها نسبت داده نمىشود. و اين چگونه است؟ تحقيق اين نتيجه را مىدهد كه تأثير هر مؤثرى بستگى به ارتباط دارد، و هيچ ارتباطى بين دو چيز- و يا چيزهايى- جز به مناسبت و يا امر مشتركى
(١). مراد از برزخ، مانع و حايل ميان دو چيز است و آن در اينجا عالم مثال است، يعنى حايل ميان أجساد مادى و عالم أرواح مجرد، يعنى بين دنيا و آخرت، و همان گونه كه در مقدمات بيان شد كشف صورى از اين عالم است.
و اما برزخ جامع: آن عبارت است از حضرت- يعنى مقام- واحديت و تعين اول كه خود اصل تمامى برزخها است، لذا به نام برزخ اول و برزخ اعظم و برزخ أكبر ناميده شده است.