ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٥ - تحقيق در احوال و شخصيت و آثار قونوى
[: مرتبه واسطى]، كه بدان اشاره شد، تعين مىپذيرد و به حضرت [: ساحت] عقل اول كه به نام قلم ناميده شده مىرسد و سپس به لوح و بعد عرش و پس از آن كرسى و بعد از اينها ديگر افلاك- فلكى پس از فلك ديگر- مىرسد و سپس در عناصر و بعد مولدات [معدن و نبات و حيوان] سارى و جارى مىگردد و در پايان به انسان، در حالى كه رنگ و اثر تمام آن مراتبى را كه بر آن گذر كرده گرفته است، منتهى مىشود.
٧/ ١ پس اگر اين انسانى كه آن [فيض] بدو منتهى شده از كسانى است كه سلوك نموده و [به مقامات عالى] بالا رفته و با نفوس و عقول اتحاد پيدا كرده و به واسطه مناسبت اصلى ذاتى از آنها هم در گذشته و با برزخيتى كه مرتبه اصلى اوست اتحاد پيدا نموده، در آن صورت، مدد و فيض رسيده بدو- پس از انتهايش در مراتب كثرت و رسيدن به آخرين درجات كثرت و صورت آن- به واسطه احديت آن كثرت، به آن برزخيتى كه از جمله صفات آن «وحدانيت» است كه مرتبه پايين احديت مىباشد اتصال مىيابد و دايره را با رسيدن به مقامى كه از آن، فيض و اصل به عقل [اول] تعين پذيرفته است به پايان مىرساند.
٨/ ١ و اين رازى است كه هر كس آن را نداند و مشاهده نكرده باشد، حقيقت بيان الهى را كه [مىفرمايد:] وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ [هود/ ١٢٣: و كارها يكسره به او بازگشت دارد] ندانسته است.
٩/ ١ و هر كس كه شأن و مقامش اين است، كسى است كه از حيث صورت عنصرى آخرى(١) جامعش دربارهاش گفته مىشود: وى به نيكوترين قوا مىآفريده شده، و از حيث حقيقتش [دربارهاش گفته مىشود:] پاداش او قطع نشدنى است، و هر كس كه اين چنين نباشد سرانجامش به پستترين درجات است(٢)،
(١). «آخرى» يعنى آخرين صورت تركيب در جهان خلقت، از جماد و نبات و حيوان و انسان.
(٢) مضمون بعضى از آيات سوره مباركه تين است كه در مراتب حقيقى انسان را قى و منحط تفسير نموده.