ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٥٤ - اصل هفتم
٢٥/ ٧ همين طور اول چيزى كه در محل كعبه تعين يافت آب زمزم بود كه مظهر علم است، و سبب تعينش نهايت و كمال طلب و نيازمندى بود، همان دو صفتى كه متصف بدانها محلى براى نفوذ اقتدار الهى- كه صورت آن قلم است- مىگردد، لذا [قلم] به قبول و اقتدار ظاهر گرديد. و هاجر [همسر حضرت إبراهيم] مظهر قابليت- كه عبارت از لوح محفوظ است- بود يعنى «علم مرا در مخلوقاتم تا روز قيامت بنويس» مطلق قابليت مرتبه امكانى نيست.
٢٦/ ٧ و اما علت و سر مملوك [: برده] بودن هاجر آن است كه قلم اعلا از جهت تقدس و دور بودنش از احكام كثرت و امكان، در آن از احكام امكان جز يك حكم تعقل نمىگردد، و آن در نفس خودش ممكن است و از جهت غير اين اعتبار- و به اعتبار وجهى كه به سوى پروردگارش دارد- واجب است، برعكس لوح محفوظى كه گفتيم هاجر از جهتى مظهر آن است. پس آن [لوح محفوظ] به سبب متصرف گردانيدن حق تعالى مر آن [قلم] را، محكوم قلم است و چون آن [لوح محفوظ] را محل تأثير قرار داد، بنا بر اين محكوم محكوم [قلم] گرديد. پس آزادى خاص قلم است- در عين آن كه محكوم [حكم] پروردگارش است- و مملوك [: برده] بودن ويژه لوح است، بنا بر اين لازم آمد كه هاجر بدان علت كه بيان داشتيم مملوك باشد. اين را نيكو انديشه كن.
٢٧/ ٧ و اما بيان پيغمبر صلى الله عليه و آله كه «آب زمزم براى آشاميدن [: رفع تشنگى] نيست» و باز فرموده: «آن، غذاى سير كننده و شفاى بيمارى است»، در آن دو راز بزرگ نهفته است. اما علت و راز اينكه آب زمزم براى آشاميدن نيست اينكه: بيشتر دانشها و علم مردمان به خدا عبارت است از گمانهايى كه مطلقا علوم محقق و ثابت نيست از اين روى است كه خداوند فرموده: من همراه گمان بنده خودم- نسبت به من- هستم، هر چه مىخواهد درباره من گمان بورزد.
٢٨/ ٧ و اما علت و راز اينكه آب زمزم غذاى سير كننده و شفاى بيمارى