ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٩ - تحقيق در احوال و شخصيت و آثار قونوى
حكما(١) بدان اشاره كردهاند كه: أشياء در نفس حق تعالى(٢) مرتسمند، و فرق بين حكيم و محقق در اين مسأله آن است كه ارتسام در نزد محقق عبارت است از وصف علم از جهت امتياز نسبى آن از ذات، نه اينكه آن وصف ذات مىباشد- از آن جهت كه ذات است- و نه از آن جهت كه علم آن [ارتسام] عين
آن [ذات] است. بنا بر اين، تعقل ماهيت- از جهت جدا كردنش از لوازم خود در حضرت علم- به نام حروف غيبى معنوى، و تعقلش با لوازمش- پيش از انبساط و تابش وجود افاضه شده بر آن و بر لوازمش- به نام كلمه غيبى معنوى، و به اعتبار تعقل تقدم اتصال وجود بدان- پيش از لوازمش- به نام حرف وجودى، و به اعتبار انبساط و تابش وجود بر آن- و بر لوازم كليه آن- به نام كلمه وجودى(٤) ناميده مىشود.
١٧/ ١ و همان گونه كه تركيب كلمات در نوشته انسانى از دو حرف(٥) آغاز مىگردد و منتهى به پنج [كلمه] متصل و منفصل مىشود، در آن جا نيز كار همين گونه است، بنا بر اين نظير درجات تركيب اينجا، اصول پنجگانهاى است كه بعدا بيان مىشود، و نفس رحمانى(٦) كه سرايت در اين اصول پنجگانه و
(١). مانند افلاطون الهى و معتقدان بدو- در مثل نورى الهى- (حاشيه).
(٢) يعنى عالم به ذات خويش است (حاشيه).
(٣) حقيقت سخن آن كه: عالم به ذات بودن حق تعالى منجر مىشود به اينكه علم او عين [ذات] او و ارتسام در نفس اوست (حاشيه).
(٤) كلمه عبارت است از آن چه كه بدان هر يك از ماهيات و حقايق و اعيان و وجودات خارجى- از هر تعينى- ناميده مىشود. معقولات از ماهيات و حقايق و اعيان اختصاص به كلمه معنوى و غيبى، و خارجيات به كلمه وجودى، و مجردات و مفارقات (جداى از ماده) به كلمه تامه اختصاص دارد.
(٥) كلمه چيزى است كه لا أقل مركب از دو حرف باشد.
(٦) نفس رحمانى يعنى ظهور وجود حقانى در مراتب تعينات، و آن وجود اضافى است كه به حقيقت و ذات خود وحدت دارد و به صور معانى كه عبارت از اعيان و حالات آنها در حضرت واحديت است تكثر مىپذيرد و از اين جهت آن را نفس مىنامند كه شباهت تامى به نفس انسان دارد كه بر مخارج حروف مختلف مىگذرد و به صور حروف ظاهرشان مىسازد با اينكه نفس در ذات