ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٧ - تحقيق در احوال و شخصيت و آثار قونوى
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها [بقره/ ٣١: و خداوند تمامى اسماء را به آدم بياموخت] و اينكه سر خلافت، جمع بين وحدت و كثرت است- ولى به گونه بيان شده- خواهى دانست، و نيز سر امداد [: يارى كردن و فيض رسانيدن] و استمداد [: طلب يارى و فيض كردن] و سر ظهور معلولات به صور علتهاى خودشان و سر بيان پيغمبر صلى الله عليه و آله كه [فرمود:] خداوند آدم را بر صورت خودش آفريد(١) و اينكه تفاوت إدراكات در مقام ظهور و حكم، به واسطه تفاوت در استعدادات قابل است و غير اينها را كه بيانش سخن را به درازا مىكشاند نيز خواهى دانست. پس نيكو انديشه كن، اگر خداوند متعال بخواهد راهنمايى خواهى شد.
١٢/ ١ و اما سر ناميدن [شيخ] پيغمبران را به كلمات، و همينطور ناميدن حق تعالى أرواح را به اين اسم- و بلكه موجودات را- بستگى به شناخت چگونگى ايجاد و پديد آوردن، و مادهاى كه ايجاد از آن، و بدان، و در آن، واقع شده است دارد، و اين از بزرگترين علوم و پيچيدهترين و برترين آنهاست و بيانش نياز به فصلى گسترده دارد كه جايش اينجا نيست، و من با اينكه اصول آن را در تفسير فاتحه [اعجاز البيان] و در كتاب نفحات [الهيه] بيان داشتهام، ولى اينجا به گونه آگاهى آن چه را كه اين اشاره در بر دارد بيان مىدارم.
١٣/ ١ لذا گويم: خداوند سبحان در كتابهاى فرو فرستاده شده تأثير ايجادى را قول ناميده، و آن بيان وى است كه: إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ [نحل/ ٤٠: سخن ما به هر چيزى وقتى اراده وجود آن كنيم اين است كه بدو گوييم: باش! در دم وجود يابد].
١٤/ ١ پس بدان كه فعل حق تعالى اگر به ذات خود، يعنى «فعل از پى آن است» هيچ واسطهاى(٢) بين ذات او و بين مفعول، جز نسبتهايى معقول كه به تعين
(١). عراقى گويد:
چو آدم را فرستاديم بيرون *** جمال خويش بر صحرا نهاديم
(٢) اين مقتضى وجه خاص است كه بين حق تعالى و أشياء است، و دومى مقتضى سلسله ترتيب است كه حكما وسايط مىگويند، چنانكه شيخ [محى الدين] آلت وجودى و يا صورت مظهريت نام داده است (حاشيه).