ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٧
٩ اين درخواست را پذيرفتم، چون استحقاق و شايستگى آنان را مىدانستم و خود- به واسطه ارشاد و راهنمايى آنان- به پروردگارشان تقرب و نزديكى جستم. با اين توضيح كه من جز خطبه كتاب [فصوص الحكم] را از نويسندهاش [شيخ أكبر محى الدين اعرابى]- كه خداوند از او خشنود باد- به شرح، نه بيشتر، نخواندم ولى خداوند به بركت او بر من منت نهاد و مرا در اطلاع و آگاهى بر آن چه كه وى را مطلع ساخته و ديدهورى بر آن چه كه برايش روشن نموده و گرفتن از خدا- بدون واسطه و سببى- با وى مشاركت روزى كرد.
[اين منت] محض عنايت الهى و رابطه ذاتى بوده كه در آن چه از احكام وسايط و خواص اسباب و شرطها و روابط كه اقامه كرده است مرا نگه دارد و اين را خالص براى خودش و جهت تقرب به سوى او و سودمند براى من و آنان، اينجا و روز ورود بر او، قرار دهد. پروردگارا! اجابت كن.
١٠ بدان كه- خداوند به نور ارشادش فهمت را برگشايد و به موجب علم اعلاى ذاتىاش علمت را تحقق و ثبوت بخشد- فص عبارت است از خاتم [: نگين انگشتر] علوم هر مرتبهاى از مراتب بيان شده در اين كتاب و صورت احديت جمع(١) آن، و نسبت احكام هر مرتبهاى به مرتبهاى از جهتى نسبت أجزاء عنصر است به مزاج متحصل از آن و هيئت تعقل شده در فراخناى علم، از اجتماع احكام مرتبه، هر مرتبهاى كه در مراتب بيان شده هست و به هر اسمى از اسماء الهى كه استناد شود: آن مانند نشأه و عالم معتدل انسانى است.
١١ و فصى كه عبارت از خاتم [: نگين] علوم آن مراتب و فراگير احديت جمعيت احكام مراتب كلى آن است، روحى را مىماند كه در اين نشئه معتدل [انسانى] دميده شده است.
١٢ و نقش هر فصى عبارت است از كلامي آشكار و نشان دهنده از معنويت
(١). احديت جمع عبارت است از اعتبار كردن ذات فقط، بدون اثبات و يا نفى آن، به اين نحو كه اضافات و نسب و احديت در آن مندرج باشد.