ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٦٤ - اصل سيزدهم در خلافت حقيقت محمديه
(٩) فك ختم فص يوسفى
١/ ٩- كه به صفت نور بودن نسبت داده شده است-. بدان كه نور حقيقى(١) [حقيقى است كه همه چيز] بدان ادراك مىشود و خود قابل ادراك نيست براى اينكه عين ذات حق تعالى- از جهت تجرد و تنزهش از نسبتها و اضافات- مىباشد. از اين روى بود كه چون از پيغمبر صلى الله عليه و آله پرسش شد كه آيا پروردگارت را ديدهاى؟ فرمود: نور است، چگونه ببينمش؟ يعنى نور مجرد را امكان ديدنش نيست، و همين طور خداوند متعال در كتابش در مقام بيان ظهور نورش در مراتب مظاهر بدين [مطلب] اشاره كرده و فرموده است:
الله نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ [خداوند نور آسمانها و زمين است]. و چون مراتب تمثيل را بيان داشت فرمود: نُورٌ عَلى نُورٍ [نورى بالاى نورى است].
بنا بر اين، يكى از دو نور، ضياء [: پرتو] است و ديگرى نور مطلق اصلى. لذا
(١). نور حقيقى و وجود ناب- البته در بعضى از اذواق- هم مطلق و هم جملتا قابل ادراك است و أشياء بدان مفصلا ادراك مىشوند (حاشيه).