ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٦٥
كه نسبت آن اسماء به اسمائى كه ديگر موجودات و عموم مردمان بدانها استناد مىيابند، نسبت أجناس و انواع [منطقى] است به اشخاص. و همان طور كه مىيابند، نسبت أجناس و انواع [منطقى] است به اشخاص. و همان طور كه بين أجناس و انواع در حكم و احاطه و فراگيرى تفاوت است، همين طور بين انبياء و اولياء نيز در مقام مفاضله و برترى، كار اين چنين است، و پيغمبر صلى الله عليه و آله در حديث قيامت بدين مطلب اشاره دارد و فرمايد: پيغمبرى مىآيد و با او دستهاى همراه است و پيغمبر ديگرى مىآيد كه با او دو نفر همراهند و پيغمبرى مىآيد كه با وى يك نفر همراه است و پيغمبر ديگرى مىآيد كه با او هيچ كس همراه نيست.
٣/ ٢٧ و علت در آن چه كه بدان اشاره كردم اين بود كه هر پيغمبر و ولىاى- جز پيغمبر ما صلى الله عليه و آله و كاملان از وارثان او(١)- از جهت حيثيتى معين و اعتبارى مخصوص مستند به حق تعالى و مرتبط به اويند كه [آن حيثيت و اعتبار] اسمى از اسماء حق تعالى ناميده مىشود، زيرا كه حق متعال از حيث اطلاق ذات و صرافت و خلوص وحدت، و وحدت فيض ذاتىاش مرتبط به هيچ چيزى نيست و هيچ موجودى از موجودات مستند به او نمىباشد، همچنان كه بارها بدين نكته اشاره شده و نهايت كوشش بزرگان از اهل الله اين است كه ارتباطشان به حق تعالى- در قوس صعود- منتهى به تعين اول شود كه پايينتر از احديت ذاتى بوده و جامع و فراگير تمامى تعينات است كه به اعتبار وحدانيت او- از آن جهت كه محل ظهور صفات و اسماء است- اضافت به حق تعالى دارد، و برخى از آنان [: بزرگان] آن را احكام وجوب- كه نتايج حيثيات و اعتبارات است- ناميدهاند.
٤/ ٢٧ و [اين تعين اول] مضاف به مرتبه امكان نيز هست يعنى از جهت احكام معلومات ممكنه، كه به واسطه تقيدات امكانى متكثر و استعدادات متفاوت
(١). در اينجا و غير اينجا هر جا كه پيغمبر صلى الله عليه و آله را با كاملان از وارثان او آورد، مراد وارثان حقيقى او- يعنى ائمه اثنى عشر عليهم السلام- اند.