ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٢٥ - (١٦) فك ختم فص سليمانى
از آن جمله سر استواست. پس آن را به راستى- به معنى تماميت در درجات سير معنوى- فراگير تا مراتب ظهورات وجود را به كمال و تماميت رسانى و به معنى استيلاى حكمى نيز كه از عرش انتشار يافته و به واسطه عرش و آن چه كه فوق آن است، از فرشتگان عالم بالا كه در آسمان و زمين و آن چه كه در آنها و بين آنها مىباشد، [فراگير] و بقيه معانى استوا را دانستى. و نيز دانستى كه هر چه از صور و احكام كه پس از عرش است تفاصيل ظهورات وجود و احكام آن مىباشد كه در هر موجودى شمهاى از آنها به حسب آن چه كه استعدادش مىپذيرد و وسعت دايره معنويش اقتضا مىكند، گرد مىآيد.
١٢/ ١٦ و همين طور امر آهسته آهسته در همه و ظهور پيش مىرود تا منتهى به نوع انسانى مىشود كه هدف و مقصد از تمامى قواى طبيعت و احكام اسمائى وجوبى، و توجهات ملكى و آثار فلكى و محل جمع آنهاست و پيش از اين بر تمامى اينها آگاهى داده شد.
١٣/ ١٦ ولى شايسته است بدانى كه انبساط و پخش اين احكام و آثار و خواص، تعينات و ظهورات و اجتماعاتشان در پهناى مرتبه انسانى به حسب درجات اعتدال كه بستگى به مزاج مردمان دارد، مختلف است و همين سبب تعينات مراتب أرواح آنان است و تفاوت تعينات أرواح جزئى انسانى به حسب تفاوتى است كه در درجات اعتدال مزاجهاى صاحبان آنها واقع است.
١٤/ ١٦ حال گويم: پيوسته احكام و آثار بيان شده و خواص و ويژگيهاى ظهورات تعينى از غيب [: پنهان] به شهادت [: آشكار] و از قوه به فعليت و از حضرت [: مقام] بطون به حضرت ظهور، در طور انسانى همانند امر در آن چه كه پيش از اين درباره تدريج و حكم و فعل گفته شد، نمايان مىشود، تا آن كه امر از جهت مذكور منتهى به حضرت داوود و سليمان عليهما السلام شد و حضرت داوود مظهر كليات آن احكام اسمائى و صفات ربانى و آثار روحانى و قواى طبيعى به تمامشان بود لذا شايستگى ظهور مقام خلافت و احكام آن و احكام