ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٩٨ - (١٢) فك ختم فص شعيبى
نامبرده، وجه مثالى اختصاص به حضرت شعيب عليه السلام دارد، و او- از جهتى- در اين مقامش [: وجه مثالى] شباهت به روح حيوانى دارد كه در دهليز چپ قلب مخروطى شكل جايگزين است، زيرا آن [روح حيوانى] برزخ بين روح انسانى و بين مزاج است، براى اينكه آن از آن جهت كه قوه و نيرويى بسيط و معقول است مناسبت با روح دارد و ارتباط با آن، و از جهت اشتمالش ذاتا مر قواى مختلفى را كه در اطراف بدن پخشند و تصرفات گوناگون و فراوانش در آن [بدن]، مناسبت با مزاجى كه تركيب يافته از بخشها و طبايع مختلف است دارد. از اين جهت است كه ارتباط برقرار مىشود و مدد به آسانى مىرسد، و گر نه ارتباط روح بسيط با مزاج تركيبدار امكان پذير نبود. و اين از دقايق حكمت الهى است كه اقتضاى جمع بين أضداد را در چيزى كه جامع آنهاست- به امثال اين مناسباتى كه ارتباط و تأثير تدبيرى بستگى بدان دارد- مىكند.
١١/ ١٢ و چون اين را فهميدى بدان كه چون تصورات مثالى نتايج صورتهاى حسى ظاهرىاند، تربيت موسى عليه السلام نخست به دست شعيب عليه السلام صورت گرفت. از اين روى بود كه غالب [: چيره] بر حال موسى عليه السلام و معجزاتش، احكام اسم «الظاهر» بود. و چون حق تعالى اراده تكميل او را داشت- زيرا براى خودش ساخته بودش- لذا او را به نزد حضرت خضر عليه السلام كه مظهر اسم «الباطن» و صورت وجه قلبى كه بعد از حق تعالى- بدون واسطه- بود فرستاد، چنانكه فرمود: وَ عَلَّمْناهُ من لَدُنَّا عِلْماً [كهف/ ٦٥: او را از جانب خودمان (بدون واسطه) علمى آموختيم]. اين را نيك انديشه كن.
١٢/ ١٢ و همه اينها احوال باطن است- برعكس اعتراضات حضرت موسى [كه مظهر اسم الظاهر بود]- زيرا مستند و مدارك او دستورهاى ظاهرى بود، و همين طور حسن و قبح كه لازم آنها [: آن احكام] است. و آن كس كه صورت قلب جمع و وجود است- مانند پيغمبر ما صلى الله عليه و آله [از احوال