ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٦١ - اصل يازدهم در عالم مثال
صفات و احكام- به گونه مراد و مورد خواست- ظاهر شده مستهلك و نابود است.
١٠/ ٨ اين را نيك انديشه كن كه از مشكلترين علوم است، و هر كس كه راز اين علم را بداند، سر وجوب تكليف و سر اباحه و تقييد، كه حرام و حلال مطلق ناميده شده، و نيز سر عفو [: بخشش] و آمرزش، و سبب بدبختى و نيكبختى و رضا و خشنودى پروردگار و خشم او را، و سر عدم تكليف كودكان و همين طور سر عدم تكليف حيوانات را خواهد دانست. و اين- همان گونه كه بيان داشتيم- به فرمانبردارى ذاتى و فروتنى و انقياد بالطبع و ظهور به آن چه كه از او اراده و خواسته شده است باز مىگردد- برعكس انسان-، زيرا او به حال خود از حيث قابليتش مر صورت انسانى را درخواست اين را دارد كه آينهاى تمام نما مر حقيقت [انسانيه] اش را به گونهاى كه احكام آن [حقيقت انسانيه] را بالفعل ظاهر نمايد، باشد لذا به واسطه امتحان و آزمايش، مقابله ذاتى را به موازنه و سنجش حقيقت عدل پذيرا شد، همان گونه كه پيش از اين بدان اشاره شد و همان طور كه خداوند از آن، به زبان بعضى مقامات كه حقيقت انسانى بر آن اشتمال دارد خبر داده و فرموده است: الم، أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ، وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ من قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ الله الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ [عنكبوت/ ١- ٣: آيا اين مردم پنداشتهاند همين كه گويند ايمان داريم بازگشته شوند و امتحان نشوند؟ كسانى را كه پيش از ايشان بودهاند امتحان كرديم تا خداوند آنانى را كه راست گفتند معلوم كند و دروغگويان را نيز معلوم كند].
١١/ ٨ از اين فصل، سر رحمت عام ذاتى و فيض بخشايشى دانسته مىشود كه آن، در مقابله مطلق قبول مر تجلى وجودى راست. بنا بر اين، فرق بين مطلق قبول و بين قبول- به گونه مخصوص- دانسته مىشود، و غير اين علومى ديگر نيز دانسته مىشود كه بيانش سخن را به درازا مىانجاماند.
١٢/ ٨ اين مقام، علوم كلى فراوانى را در بر دارد كه از بيان آنها براى كوتاهى سخن چشم پوشيدم و غير آن چه از اصول اين فص كه بدان اشاره نمودم،