ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٩٦ - (١٢) فك ختم فص شعيبى
نمىفرمود. و شكى نيست كه هيچ كس خداى را به ذكر حقيقى- و به ويژه به اين اسم جامع اعظم كه فراگير تمامى اسماء است- ياد نمىكند، جز آنان كه حق تعالى را به معرفتى كامل شناخته باشند، و كاملترين خلايق در شناخت حق تعالى در هر زمانى، خليفه و جانشين الهى است كه كامل آن زمان است. پس گويى پيغمبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: رستاخيز برپا نمىشود در حالى كه انسان كامل هنوز بر روى زمين هست، و او مراد از ستون معنوى نگاه دارنده- و خواهى بگو نگاه داشته شده براى او- مىباشد، و چون [از اين نشأه به نشاه ديگرى] انتقال پيدا كند، آسمان شكافته شود و خورشيد پيچيده شود و ستارگان تيره و پراكنده شوند و كوهها به راه افتند و زمين به لرزش درآيد و رستاخيز فرارسد. و اگر ثبوتش [: وجودش] از جهت مظهريتش در بهشت- كه كرسى و عرش مجيد محل آن است(١)- نبود، حال آن دو [: كرسى و عرش] مانند حال زمين و آسمانها بود [يعنى نابود مىشدند].
٦/ ١٢ و تجديد ثبوت او [: انسان كامل در بهشت] از ناحيه مظهريتش، از آن جهت است كه خداوند مرا بر آن آگاهى بخشيد، و آن اينكه بهشت گنجايش انسان كامل را ندارد، بلكه از او [: بعضى از شئون او] در بهشت، مناسب آن چيزى است كه در بهشت است، و همين طور در هر عالمى [از او] آن چه كه مناسب آن عالم است و هر چه كه آن عالم از حق تعالى- از حيث انسان [كاملى] كه در آن عالم باشد- مىطلبد.
٧/ ١٢ بلكه مىگويم: اگر جهنم هم از او خالى باشد باقى نمىماند، و به واسطه اوست كه لبريز و پر مىشود، و قدم [: گام] جبار كه در حديث رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده اشاره به اين [انسان كامل] است كه فرمود: جهنم پيوسته مىگويد هَلْ من مَزِيدٍ [ق/ ٣٠: آيا بيشتر هست؟] تا اينكه جبار قدمش
(١). در خبر آمده كه: «ارض الجنة الكرسي و سقفها عرش الرحمن»، يعنى: كرسى زمين بهشت است و طاق آن عرش رحمانى.