ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٨٨ - (١١) فك ختم فص صالحى
از مفاتيح نخستين كه پيش از اين آگاهى بر آن داده شد منفرد و تنهاست. اين همان راز تعلق قدرت به مقدور است.
١٢/ ١١ و اما مفتاح ايجاد امرى كه نتيجه آن وجود أرواح است: آن قول است، چون آن [قول] نتيجه اجتماع و فراهم آمدن بعضى از حروف ربانى است، و ما در فك ختم فص عيسوى [اين مطلب را] بيان داشتيم. و نيز مراتب تمامى حروف ربانى و اسرار آنها را در تفسير فاتحه بيان داشتهايم، در آن جا بجو، زيرا تكرار آن منجر به درازا كشيدن سخن مىشود كه در خور اين مختصر نيست.
١٣/ ١١ و اما سر ايجاد عالم معانى: آن نتيجه توجه اول ذاتى است از جهت روح جمع احدى. نيك انديشه كن و بدان احكام اسمائى را كه گفتيم آنها اختصاص به غيب اضافى دارند، آميختگىهايى معنوى و در آمدن بعضى از آنها در بعض ديگر است و فقط مراعات اضافه [نسبت] به صورت بيان شده، مراعات چيرهتر و ظاهرتر از جهت حكم در شيء موجود است، چنانكه گفته مىشود فلفل گرم و خشك است و كدو سرد و تر، با اينكه هر كدام از آن دو از طبايع و كيفيات چهارگانه (گرم و سرد و خشك و تر) خالى نيستند. اين را نيك انديشه كن و در آن چه شنيدى تدبر نما، زيرا براى تو انواع مفاتيح و أجناس [منطقى] آنها و آن چه را كه به واسطه هر يك از آنها فتح و گشاده مىگردد، بيان داشتم.
و براى خردمند عاقل در اين [بيان فك ختم فص صالحى] اسرار پنهانى را نهفتم كه در كتابها يافته نمىشود و إدراكات و خردها بدان راه پيدا نمىكنند. خداوند هدايت كننده است و بس.
١٤/ ١١ و اما وجه مناسبت بين فتوح(١) و بين حضرت صالح عليه السلام:
از جهت آيه [معجزه] او بود كه با آن مبعوث شده بود و آن ماده اشترى بود كه كوه [: سنگ] شكافته شد و بيرون جست، و خداوند سبحان آن را به خود نسبت داد، همچنان كه ايجاد آدم را از جهت آراستن و دميدن روح در وى نيز فقط
(١). صاحب كتاب تعريفات گويد: فتوح عبارت است از حصول چيزى كه توقع آن را از آن جا نداشتى.