ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٢٢ - (١٦) فك ختم فص سليمانى
قدم صدق(١) نيز ناميده مىشود، كه از آثار حب حق تعالى است نسبت به بعضى از بندگانش بدون انگيزه و موجبى معلوم و مشخص از علم و يا عمل و يا غير اينها از اسباب و وسايل، و خداوند درباره حضرت خضر به آن [رحمت خاصى ذاتى] اشاره كرده و فرموده است: آتَيْناهُ رَحْمَةً من عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ من لَدُنَّا عِلْماً [كهف/ ٦٥: از جانب خويش رحمتى بدو داده بوديم و از نزد خويش دانشى به او آموخته بوديم].
٧/ ١٦ و اما رحمت خاصى صفاتى: [اين] اختصاص به اهل سعادت دارد و حكم آن تقسيم به دو بخش مىگردد: قسم موقت و قسم غير موقت. قسم موقت اختصاص به اهل سعادت دارد آنان كه در بيشتر حالات و اوقاتشان به هدف و مقصودشان در دنيا- نه آخرت- رسيدهاند. از اين روى خداوند ما را آگاهى به آن چه كه از آن فهميده مىشود داده يعنى حضرت سليمان را از آنان [: نيكبختان دنيايى] استثناء و خارج كرده و فرموده است: وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ [ص/ ٤٠: و او را نزد ما تقرب و بازگشتى نيكو است]. پس براى او هر دو سعادت را جمع كرد لذا سعادتش موقتى نبود بلكه حكم ابدى داشت.
اين را نيك انديشه كن.
٨/ ١٦ و اما حكم رحمت خاصى غير موقتى: آن اختصاص به اهل بهشت دارد، زيرا نعمت و خوشى آنان ابدى و جاودانه است، چنانكه خداوند مىفرمايد: عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ [هود/ ١٠٨: بخششى قطع نشدنى است]. پس آن
(١). قدم يعنى آن چه نسبت به بنده در علم حق تعالى از نوع سعادت و شقاوت ثبت است. پس اگر اختصاص به سعادت داشت، قدم صدق است و اگر مربوط به شقاوت بود، قدم جبار است. پس قدم صدق و قدم جبار منتهاى رقايق اهل سعادت و شقاوت در عالم حق تعالى، يعنى مركز احاطى [دو اسم] هادى و مضل است. شيخ عبد الرزاق كاشانى گويد: قدم صدق عبارت است از سابقه نيك و بخشش و عطاى بزرگى كه حق تعالى براى بندگان صالحش بدان حكم كرده و فرموده: وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ [يونس/ ٢] يعنى: كسانى را كه ايمان آوردهاند بشارت و نويد بده كه نزد پروردگارشان سابقه نيك دارند [و سعادتمندند]. و صدق يعنى نيك و بهتر از هر چيزى.