ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٦
همچنان كه پيامبر صلى الله عليه و سلم فرموده: «اين علم را حاملانى از پسينيانند كه از آن، تحريف و تغيير تندروها و برگردانيدن بطالان و منحرفان را نفى مىكنند».
٧ پس خداى تبارك و تعالى را سپاس گفت و به اين خبر مسرور و خوشحال گشت و منتظر گردش حال، در اميد و انتظار ماند. در اين وقت پروردگار گروهى از برادران مخلص و ياران و دوستان خاص را برانگيخت، يعنى اشخاص با فضيلتى كه به آن چه افراد سست عزم سر فرود مىآورند توجه ندارند و بلكه به آن چه كه پروردگار سبحان براى دوستان برگزيدهاش اختيار كرده و در كتاب كريمش بيان داشته: وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا [أحقاف/ ١٩: و همه را در نتيجه اعمالى كه كردهاند مرتبتهاست] وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ [بقره/ ١٤٨: و هر گروهى را جهتى است كه رو سوى آن مىكند، پس به نيكيها پيشى گيريد]، عمل كردهاند. پس پيشى گرفتن آنان به واسطه عزم و همتهاى بلندشان ايشان را به مراتب بسيار بلندى رسانيد و عيان ديدند كه معقول را حد و مرزى است كه افكار مقيد آن جا ايستاده و جلو نمىتواند برود.
٨ زيرا معلوماتى هست كه عقول نظرى- به واسطه غلبه احكام امكانىاش- توان ادراك حقايق آنها را ندارد و ديدگان آن عقول از تابش انوار مطلق ربانى آنها [: آن حقايق و معلومات] تار و نابينا است. لذا كسانى كه از زندانهاى قيود و بندهاى فكر و حس رها شده و به عرصه و فراخناى حضرت قدس رسيدهاند، تمايل در حل مشكلات اين كتاب و برطرف كردن مبهمات و دشواريهاى اسرار كلى و علوم بلند و گرانبهاى آن كه غذاى أرواح صاحبان خود است پيدا نمودند، پس حقايق أشياء را در مراتب كلىاش به واسطه إدراكات مطلق و پاك و بلند ادراك نمودند و درخواست كردند كه مهر از آنها بردارم و راز اصولش را روشن كنم و پنهانش را آشكار سازم و قفلش را با شرح مجمل و مختصر آن برگشايم.