ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٥٢ - (٢٢) فك ختم فص الياسى
و كيفيت و چگونگى صورت ديده شده به حسب كمال و نقصان صفت مشترك در آن است، و همين طور فعل و حال.
٣/ ٢٢ و اما اشتراك در مرتبه: كار در آن به حسب تفاوت بهرهمندى از آن متفاوت است و اين شأن حضرت خضر عليه السلام است و عكس آن شأن حضرت عيسى عليه السلام است زيرا نسبت او ملكى [: فرشتگى] است و ظهورش در صورت طبيعى به واسطه مادرش است كه محل القا و نفخ و دميدن [الهى] است. چون بيان كرديم كه كينونت و وجود يافتن چيزى در چيزى به واسطه محل است، خواه محل معنوى باشد و يا صورى، و ياد آر آن چه را كه حق تعالى در كتابش بدان اشاره دارد كه: وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ [حديد/ ٤: هر كجا هستيد خدا با شماست] لذا خودش را در مكانها با بندگانش داخل كرده، در حالى كه او منزه از زمان و مكان است و بيان رسول خدا صلى الله عليه و آله [كه مىفرمايد:] «بنده هنگامى كه مىايستد و نماز مىخواند، خداوند روى او را سوى خود قرار مىدهد»، و امثال اينها كه در كتاب و سنت مكرر آمده است. و ياد آر آن چه را كه محققان بر آن اتفاق رأى دارند كه: تجلى حق تعالى وقتى بر كسى تجلى كند، به حسب [استعداد] تجلى شونده است نه به حسب او [: تعالى]، و ياد آر نيز كه شأن آينه همراه با شأن آن چه كه در آن منطبع و نقش شده، مىباشد.
٤/ ٢٢ و اما الياس عليه السلام: چون آميزش و ممازجتى كه بين قوه روحانى و طبيعى حاصل شد پيش از تروحن و روحانى شدن او بوده و به صورت نزديك به تساوى [از دو طرف] واقع شده است، مناسبت با بالاييها و پايينيها داشته و با هر دو انس و خو مىداشته و فراگير صفت آن دو صنف بوده، لذا مانند برزخى بين نشئه ملكى [فرشتگى] و نشئه انسانى بوده، از اين روى جامع بين احكام هر دو طرف بوده است.