ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٢٣ - تحقيق در احوال و شخصيت و آثار قونوى
فيض دهندگى بوده و مقتضى ايجاد است، لذا لازم است كه فص حكمت نفثى مخصوص به كلمه شيثى باشد.
٣/ ٢ زيرا كلمه شيث در اصل يعنى عطا و بخشش الهى، و «نفث» عبارت است از بيرون راندن يك نفس و آسايش يافتن(١)، و آن [در باطن و معنى] عبارت است از وجود، كه بر ماهيات پذيرا و قابل، گسترش و انبساط يافته و بدان- وجود- ظهور پيدا نمودهاند، و اين فيض [وجود] اگر از جهت محل ظهور و اصلش اعتبار شود يكى است و به اين اعتبار، عطاى ذاتى ناميده مىشود، چون از حق تعالى بنا به مقتضاى ذاتش صادر شده و غير از آن باعث و انگيزهاى ندارد، و اگر از جهت تعدد و صورتهاى مختلف آن عطا در قوابل، و تنوع و گونهگون شدن آن- به حسب صورتها- اعتبار شود، عطاى اسمائى ناميده مىشود كه همين فك ختم سر [صاحب] ترجمه [يعنى شيث] است.
٤/ ٢ و چون عطا و دهش اسمائى كه از جهت تعقل مندرج در ضمن عطاى ذاتى است به واسطه قبولش ذاتا تعدد و ظهورات گوناگون را در قوابل و پذيرهها دارد، بيان علت و سر ختم بودن در اين فص لازم آمد، زيرا دايره وجودى در مقام انسانى پايان مىيابد و آخر به اول، و انجام به آغاز اتحاد مىپذيرد.
٥/ ٢ و مراتب ختم بودن داراى كمال احاطه و فراگيرى است، زيرا آخر بودن آن مرتبه از جهت معنى و صورت و صفت و حكم داراى كمال و نهايت فراگيرى است، و شيخ ما- كه خداوند از وى خشنود باد- ما را بر اين مطلب با اشارهاى لطيف و ظريف كه در پايان همين فص ايراد نموده آگاهى داد و آن اينكه: آخرين مولودى كه در نوع انسانى زاييده مىشود بر قدم(٢) شيث است و
(١). سعدى گويد: هر نفسى كه فرو مىرود ممد حيات است و چون بر مىآيد مفرح ذات.
(٢) قدم (گام) عبارت است از سابقه (پيش معين كرده شده) كه حق تعالى درباره بنده بدان در أزل حكم مىكند و در اصطلاح، اختصاص به آن چيزى دارد كه بدان استعداد- از موهبت و بخشش آخرين درباره بنده- كمال و تمامى مىيابد، و از آن روى تعبير به قدم شده كه قدم،