ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٣٣ - آثار و تأليفات شيخ كبير صدر الدين قونوى
جمعيت براى كسى كه هيچ طرفى- مطلقا- بر او غلبه ندارد حاصل مىآيد.
٦/ ٥ بدان كه من گر چه به برخى از اين مطالب در فك ختم فص آدمى اشاره كردم ولى اين تمام مطلب و روح قضيه است، پس در آن چه كه برايت بيان نمودم دقت و انديشه كن و مكرر تفكر نما تا بر مطالبى بلند و ارزشمند آگاهى يابى، از جمله آن كه: شيخ ما- كه خداوند از وى خشنود باد- چرا در بيان مناسبت هر صفتى به پيغمبرى [آن صفت را به آن پيغمبر] قرين و جفت قرارداد؟ و [چرا] آغاز به مرتبهاى كه جامع تمام صفات است- يعنى حضرت الوهيت- نمود و آن را قرين به آدم كه داراى كمال نخستين در احاطه و جمعيت است، كرد و از پى آن به عطاياى ذاتى و اسمائى كه داراى مرتبه اول بودن در مصدريت هستند قرين ساخت و در آن، صفات تنزيهى را كه زايل كننده توهم كشفى كه در اسماء [الهى] مورد تعقل است- يعنى از جهت تعقل كسى كه به ذات خود آنها را جمع آورده و نيز كثرتى كه عطايا بدان موصوف است- آورد؟ ٧/ ٥ براى اين بود تا دانسته شود كه امر از
جهت حق تعالى امر واحد و يگانهاى است كه هيچ كثرتى در آن نيست و اينكه كثرت مورد تعقل در اسماء و عطايا ناشى از قوابلاند و به ذكر سبوحيت و سپس قدوسيت، براى امرى كه بيانش گذشت، آغاز كرد و لازم آمد كه پس از صفات تنزيهى سلبي، احكام صفات ثبوتى و مراتب آنها و اولين مظاهر انسانى آنها- براى تكميل مرتبه معرفت بالذات- گفته آيد، زيرا [صفات] سلبي مطلقا، مفيد معرفت تامى نيستند(١).
(١). خداوند متعال را صفات عين ذات است و صفات او با توجه به متعلقات آنها بر چند قسم است:
نخست صفات حقيقيه كماليه، مانند جود و قدرت و علم، كه زائد بر ذات او نبوده و عين ذاتاند.
دوم صفات اضافيه محضه، مانند مبدئيت و مبدعيت و خالقيت، كه زائد بر ذات و متأخر از ذاتاند.
سوم صفات سلبيه محضه، مانند قدوسيت و فرديت و ازليت، كه بازگشت آنها به سلب اتصاف است.
و خلاصه آن كه صفات يا ايجابى ثبوتى هستند كه صفات كمال و جمالاند و يا صفات سلبي قدوسىاند كه صفات جلالاند. صفات سلبي كلا بازگشت به سلب امكان مىكنند، و صفات ثبوتى