ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٧٣
محبوب، هم عاشق باشند و هم معشوق، و در هر يك از آن دو آن چه كه در او بتمامه نقش و منطبع مىشود، در ديگرى نيز نقش گردد. اين را نيك انديشه كن.
اين همان سبب جمعيتى است كه ختم بودن و غير آن از كمالاتش را- كه پيش از اين بر آنها آگاهى داده شد- در بر دارد.
٢٢/ ٢٧ بدان: وقتى آن چه را كه درباره سر كمال محمدى و آن چه را كه بدان متفرد و يگانه است، برايت بيان داشتم دانستى، خواهى دانست كه شرف و برترى غير او از پيغمبران- از جهت آيات و معجزات- بستگى به مقدار نسبتش از جمعيتى دارد كه بدان [جمعيت] پيغمبر ما صلى الله عليه و آله تنها و يگانه است.
پس آيات حضرت إبراهيم عليه السلام بر كسى كه يك آيه و يا دو آيه به او عطا شده، به واسطه فزونى و كثرت شمار آيات و نيز بزرگتر بودن آنها، برترى يافته است زيرا بزرگترين آيات او اختصاصش به بنا كردن كعبه است، از براى اينكه زمين محل خلافت و صورت حضرت [: مقام] جمع است، و در حديث آمده كه:
خداوند زمين را از زير كعبه بسط و گسترش(١) داده است. پس به حضرت إبراهيم عليه السلام نقطه مركزى زمين و روحانيت آن را نشان داده و معين فرمود. اين را نيك انديشه كن.
٢٣/ ٢٧ و همين طور آتشى را كه از نظر محل، بالا نشينترين عناصر است مسخر و رام او كرد همان آتشى كه از جهت حيثيتش ابليس بر حضرت آدم عليه السلام افتخار كرد، و اگر نزاع و گفتگوى مذكور با ابليس [به جاى آدم] درباره حضرت إبراهيم عليه السلام واقع شده بود، ابليس را چنين اجازهاى
(١). طبرسى در تفسير مجمع البيان گويد، دحو و دحا هر دو به معنى بسط و گسترش است. و در صحاح گستردن و غلطانيدن آمده. در قاموس و اقرب الموارد نيز گسترش و بزرگ شدن شكم و استرسال آن به پايين و غلطاندن آمده. راغب به معنى از جاى كندن مىداند. و چون چنين است پس آيات ٣٠ و ٣١ نازعات كه فرموده: وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها، معنيش زمين را بغلطانيده و آب و چراگاه از آن برون آورده است، مىشود و با حركت وضعى و انتقالى زمين تطبيق دارد، يعنى زمين را پس از آسمان به گردش و چرخش درآورد. و الله اعلم.