ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٣٨ - آثار و تأليفات شيخ كبير صدر الدين قونوى
است نسبت ذهن انسان و خيال اوست به صورتش و روح صورت عالم از جهتى مظهر اسم «الباطن»(١) است. پس تجسد دهنده چون صورتى ندارد، از امور معقول(٢) است كه همان اسم «الباطن» و «المدبر- تدبير و اداره كننده» مىباشد، و در آن جا نقصى- نه در علم و نه در قوهاى كه قوه مصوره(٣) انسان رونوشتى از آن است- وجود ندارد، چون كه حق تعالى صاحب نيرو و قوتى استوار است. بنا بر اين، در آن جا هيچ چيزى- جز به حسب آن چه كه مىداند- تجسد نمىيابد و هيچ جهلى بدان علم وارد نمىشود، لذا لازم است كه هم درست باشد و هم مطابقت داشته باشد، و نسبت به عقول و نفوس عالى نيز كار همين گونه است.
٧/ ٦ ولى در انسان كار اين گونه نيست، زيرا قوه مصوره او تابع نورانيت روح اوست و آن چه كه اطلاع و آگاهىاش بر آن پيشى و سبقت دارد. از اين روى است كه به ذات خود بر قوه مصورهاش املا مىنمايد و [قوه مصوره] شروع به بازگفتن آن مىكند، ولى به حسب سلامتى و صحت مغز و استقامت
(١). عالم عبارت است از ظل ثانى، و آن جز وجود حق تعالى نيست كه به صورت تمامى ممكنات ظاهر گرديده است. بنا بر اين، به سبب ظهورش به واسطه تعينات موجودات به نام غير ناميده شده است، يعنى به اعتبار نسبتش به ممكنات زيرا ممكن را وجودى جز همين نسبت نيست، براى اينكه وجود عين حق تعالى است و ممكنات بر عدميت خودشان در علم حق تعالى- كه عبارتند از شئونات ذاتى- ثابت و برقرارند. بنا بر اين عالم، صورت حق متعال است و حق تعالى هويت و روح عالم است، و اين تعينات در وجود واحد و يگانه، احكام اسم «الظاهر» است كه مجلايى براى اسم «الباطن» اوست.
(٢) معقول گاه اطلاق بر صور عقليه مىشود و گاه بر امورى كه در خارج وجودى ندارند، و گاه بر امورى كه محسوس نيستند و مجردند. در اين صورت، مراد از معقول عقل است.
(٣) ابن سينا گويد: قوه مصوره عبارت از قوه خيال است و آخرين مرحلهاى است كه محل استقرار صور محسوسات است، و طرف آن به حس مشترك است و حس مشترك آن چه را از راه حواس به دست آورده به قوه مصوره تحويل مىدهد. و به معناى ديگر، آن قوه منشأ توليد و صورت جسد باشد و يكى از قواى فعاله است كه أجساد را صورت مىدهد. قوه جاذبه و هاضمه و دافعه و غاذيه و مولده و مصوره، همگى حشم و اعوان و فرمانبران نفس نباتىاند و او فرماندهشان.