ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٠١ - (١٢) فك ختم فص شعيبى
هر يك از اين سه و بين ديگران تفاوتى است كه تا شناخت حقيقت رحمت و احكام آن و حقيقت علم و كيفيت تعلقش به معلومات و حقيقت قلبى كه حق تعالى را فرا مىگيرد، شناخته نشود، شناخت حقيقى حاصل نمىآيد. لذا ما با تأييد و امداد او شروع به بيان سعت و فراخى علم ذاتى الهى و تعلقش به حق و معلومات مىكنيم.
١٧/ ١٢ گوييم: بدان كه تعلق علم حق تعالى به ذات خود- و همين طور تعلقش به معلومات- بر دو گونه است زيرا حق تعالى را در پهنه تعقلش مر خود را تعينى است، از اين روى اطلاق، نسبت به تعين هر چيزى در علم هر عالمى و بلكه نسبت به تعين حق تعالى در تعقل هر تعقل كنندهاى تعين مىيابد و علم حق تعالى از جهت تعينش در ذات خود و از حيث تعينش در تعقل هر تعقل كنندهاى تعلق مىپذيرد، لذا علم حق تعالى بدان نيز- به ذات خود- به گونهاى ديگر تعلق مىپذيرد و آن عبارت از شناخت خودش است به ذات خود، از جهت اطلاق [ذات] و عدم انحصار آن [اطلاق] در تعينش در نفس خود. و اين شناخت كلى اجمالى است.
١٨/ ١٢ و تعلق علم حق تعالى به معلومات نيز بر دو گونه است: يكى به اعتبار تعينش در علم خود و تعقل امتياز بعضى از [معلومات] از بعض ديگر است كه اين گونه از تعلق علمى تمامى ممكنات را شامل نمىشود بلكه اختصاص دارد به آن چه كه آمدنش در دايره وجود در زمانى مخصوص و يا روزگارانى محدود مقدر شده است ولى نسبت به تمامى ممكنات، از آن جهت كه نامتناهىاند، علم به آنها تعلقى- جز كلى اجمالى- نمىگيرد(١)، همچنان كه درباره
گر چه در زلف توست جاى دلم *** در ميان دل حزين منى
تا بدانى كه از لطافت حسن *** هم تو در بند زلف خويشتنى
(١) سبب اين اجمال و كلى بودن، تبعيت و پيروى علم است نسبت به معلوم، از آن جهت كه عدم تناهي معلومات و كلى بودن آنها فرض شود. بنا بر اين، علم به كلى كلى است و به جزئى- از آن جهت كه انيت هر معلوم است- جزئى برعكس عقيده حكما در جزئيات مادى (حاشيه).