ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٤٣ - (١٩) فك ختم فص ايوبى
ننمود، خداوند رنجها را بر صاحب آن مقام فرو مىفرستد و او را رضاى بدان امر و صبر بر آن و خوددارى از گله و شكايت به غير خدا و يارى جستن در برطرف كردن آن از غير او، روزى مىفرمايد. و تمام اينها به جاى آن اعمال شرط شده بود كه بيان داشتيم و قائم مقام آنهاست لذا مقام مقدر كه حصولش بستگى بر آن دارد، حاصل مىآيد.
٦/ ١٩ زيرا صبر و رضا و إخلاص براى خدا- نه پناهندگى به غير او و درخواست يارى و كمك از جز او- همگى اعمالى باطنى هستند كه حكمشان در احوال ظاهرى جارى است، مانند نيت و غير آن. اين را نيك بدان و در آن چه كه برايت بيان داشتم تدبر و انديشه كن تا بسيارى از اسرار رنجها و سختيهاى حضرت ايوب عليه السلام و آن چه كه بدان آزمايش شد و نتايج نيكوى آن را بدانى.
٧/ ١٩ و اما سبب قسم سوم: آن، فراخى و وسعت [صفحه] آينه حقايق بزرگان است كه همانند مقام و حضرت الهى است كه خداوند تعبير از آن اين گونه كرده و فرموده: وَ إِنْ من شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ [حجر/ ٢١: هر چه هست گنجينههاى آن نزد ماست]. پس هر كس كه آينه حقيقتش وسيعتر است، قبول و پذيرشش مر آن چه را كه در آن حضرت و مقام است و بهرهاش از آن جا، بيشتر است. و همان گونه كه بهرهشان از آن چه كه سعادت مىبخشد و ميوه فزونى قرب به حق سبحان مىدهد و بهرهمندى به دهشهاى اختصاصى او بيشتر مىشود، همين طور قبول آن چه كه با طبع و مزاج عنصرى- كه بدان جمعيت كمال مىيابد و همانندى درست مىآيد- ناسازگار است، زيادتر مىباشد. اين را نيك بفهم، چون برايت اسرار رنج و سختى و بلاهايى را كه اختصاص به بزرگان دارد و اقسامش محصور و محدود است، روشن كردم.
٨/ ١٩ و اما اختصاصش به عموم مؤمنان: اين گر چه از بعض فروع و شعب قسم اول است، ولى شريعت به احكام و نتايج آن خبر داده و نيازى