ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٢٤ - وصية شيخ صدر الدين عند الوفاة
او با خواهرش با هم زاييده شد. پس به عموم حكم دورى [: گردشى]- از جهت صورت- همچنان كه كار در معنى و صفت هم همين گونه است، خبر داد و حكم را معين كرد و نهايت مقدار عطا و بخشش [الهى] را در ماهيات و استعداداتى كه از جهت قبول و پذيرش، متناهى و محدودند مشخص ساخت- برعكس قوابلى كه از جهت استعداد تماماند- زيرا قابليات آنها نامحدود است، لذا آنها را بقا و جاودانگى سرمدى است.
٦/ ٢ و علت عدم صعق [: بيهوش نشدن] بعضى از موجودات از فرشتگان و مردمان [از نفخ و دميدن اسرافيل در رستاخيز در صور] همان چيزى است كه بيان داشتيم، يعنى از كمال استعداد قابل است مر فيض ذاتى را به گونه استمرار و دوام، و كسى كه شأن و مقامش اين گونه است، از مقام نفخ اسرافيلى بلندى و برترى دارد(١)، چون نفخ، درباره كسى كه از آن برترى و بلندى دارد مؤثر نيست بلكه در كسى اثر بخش است كه از آن درجه كوتاهى و نزول دارد.
٧/ ٢ و در اين مقام- جدا- علوم و دانشهايى شگفت و عجيب است كه بيشتر فهمها از ادراك آنها به دورند، كم كسى از اهل الله هست كه بر آنها آگاهى دارد، و ما هم به واسطه شدت مشكل بودن و پيچيدگيش از اظهار و آگاهى دادن بر آنها چشم پوشيديم و خداى را بر آن چه كه در دنيا و آخرت بخشش و دهش كرده سپاس گزاريم، وَ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ [قصص/ ٧٠: فرمان از اوست و به سوى او بازگشت مىنماييم.]
آخرين چيز از عالم صورت است، و آن نهايت چيزى است كه حق تعالى به واسطه آن به بنده از اسم خود- كه وقتى بنده بدان اتصال و تحقق يافت كمال مىيابد- نزديك مىشود.
(١) اشاره است به آيه شريفه وَ نُفِخَ في الصُّورِ فَصَعِقَ من في السَّماواتِ وَ من في الْأَرْضِ إِلَّا من شاءَ الله (زمر/ ٦٨)، يعنى: و در صور دميده مىشود و هر كه در آسمانها و زمين هست- جز آن كس كه خدا خواهد- بيهوش شود.