ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٥١ - (٢٢) فك ختم فص الياسى
خو گرفته و نشست و برخاست داشتند و او نيز با آنان انيس و جليس بود. و در آن چه بيان داشتيم سرى است كه جز اندكى از بندگان الهى كسى بر آن آگاهى ندارد و آن اينكه: بين قواى أرواح عالى و قواى مزاجى انسان امتزاجات و آميزشهاى گوناگونى است كه ميان آن دو فعل و انفعالات و غلبه و مغلوب شدنهايى پديد مىآيد كه منتهى به كيفيات معقول- شبيه به استحالاتى كه در اين عالم واقع است- مىشود، مانند استحاله و دگرگون شدن آب به هوا و هوا به آتش و امثال اينها.
٢/ ٢٢ لذا برخى از مردمان متروحن [: روحانى شده] در تروحن و روحانى شدنش به رتبه فرشتگى مىرسد و قواى مزاجى طبيعىاش در قواى روحانىاى كه از جهت حكم، به حسب استيلاى غلبه آن قواى روحانى بر قواى طبيعى، ثابت است مستهلك و نابود مىشود، مانند صورت استحالات و دگرگونيها در اين جهان، و اين، وصف برخى است كه شأن وى اين گونه است.
و ظهور كسى كه در اين جهان شأنش چنين است مانند ظهور فرشته است در اين جهان به صورت بشرى معتدل، و كسى كه چنين شخصى را مشاهده مىكند، به سبب حكم يكى از مناسبتهاى پنجگانهاى كه بيانش گذشت مىبيندش ولى اگر مناسبت بين بيننده و ديده شده- از جهت ذات- ثابت بود، او را در صورت اصلى خودش كه پيش از تروحن و روحانى شدنش بر آن بوده است مشاهده خواهد نمود، و اگر مناسبت- از جهت ذات- بين آن دو ثابت و برقرار نبود، ديدنش مر او را يا به حسب مرتبهاى است كه در اصل [در آن مرتبه] با آن گرد آمده و يا به حسب صفتى است كه در آن با هم اشتراك دارند- يا فعل و يا حال-،
مطلب را نفى مىكند و مى فرمايد كه الياس از فرزندان إبراهيم عليه السلام بود: وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ... وَ من ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى وَ عِيسى وَ إِلْياسَ. يعنى: اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم ... و از نسل او داوود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون بودند- كه نيكو كاران را چنين پاداش مىدهيم- و زكريا و يحيى و عيسى و الياس بودند».