ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٥٩ - اصل دهم در اسماء حق تعالى
٥/ ٨ حال گويم: امر دين هم همين گونه [مانند امر روح] است، چون دين دو دين است: عقلى، و شرعي- همان گونه كه شيخ، كه خداوند از او خشنود باد، بيان داشته- و هر يك داراى دو معنى است: يكى طاعت و انقياد [: تسليم بودن] است، چنانكه خداوند فرموده: إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ الله الْإِسْلامُ [آل عمران/ ١٩: دين نزد خدا اسلام است]. انقياد و طاعت نيز بر دو قسم است: ظاهرى و باطنى، و هر يك از دو قسم هم باز به دو قسم تقسيم مىگردد: انقياد و طاعت طبيعى و ذاتى، و انقياد و طاعت تعملي و كسبى، و ديگرى [: باطنى] به معنى پاداش و جزا دادن است كه بر آن از دو جهت مترتب مىشود: ذاتى و ارادى. ذاتى به واسطه عدل و برابرى است و معرفت و دانش آن از بالاترين معارف و علوم است، و ارادى به گونهاى ظاهر مىشود كه گمان مىرود در آن بر موازنه افزونىاى هست- در حالى كه اين گونه نيست-.
٦/ ٨ و تدبير دين نيز بر دو گونه است: نخست سياستى كه متضمن حفظ مصلحت عالم در حالت كنونى- عموما و خصوصا- است و به آن اشاره كرده و گفتيم براى صلاح حالش در دنيا، و تدبير ديگر، نظر و انديشه در كار معاد و عاقبت كارهاست.
٧/ ٨ و چون اين روشن شد گوييم: هر چه شيخ- كه خداوند از او خشنود باد- از اسرار پيغمبران و اصل و ريشه حالاتشان از اول كتاب تا اينجا بيان داشته، در آنها آگاهى دادن بر سر اوليت هر مرتبه از مراتبشان را مراعات و حفظ كرده است، و ما هم بر آن آگاهى داديم، و انديشمند در اين سخن از آن غافل و فراموش كار نيست. بنا بر اين، پس از آگاهى دادنمان بر سر صفت روحى و اختصاص آن از جهت اين نسبت به حضرت يعقوب، و جفت قرار دادنش به دين، ما را سزد كه بر اصل رخصت و اجازه داشتن و به آن چه كه ملايم و سازگار است و به آن چه كه ملايم و سازگار نيست و اصل و ريشه آن دو، آگاهى دهيم.
٨/ ٨ لذا گوييم: بدان كه اجازه و رخصت كلى نخستين، به اعتبار رحمت