ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٦٦
و مختلفشان متعدد و بىشمار شده، [مضاف] به وجود واحد فايض از حق تعالى(١) است [كه خود مضاف] به وجود ذاتى مطلقى است كه موجب تعينى نداشته و هيچ يك از انبياء و اولياء- جز كاملان از آنان- تحقق بدان ندارند.
٥/ ٢٧ و شأن پيغمبر ما صلى الله عليه و آله و كاملان از وارثان او، مقام تعين اول است كه گفتم محل ظهور صفات و اسماء است- برعكس شأن غير آنان-، زيرا اين تعين غايت [سير] آنان- از هر جهت- در معرفت حق تعالى و استنادشان به او نيست، بلكه آنان در حال مخصوص خودشان تنها و يگانهاند، بطورى كه آن [حال] را- پس از حق تعالى- جز آنان نمىشناسد و براى هيچ كس آن را بيان نمىدارند، مگر براى كسى كه آگاهى يافتهاند
اين شخص ناگزير انسان كاملى خواهد گرديد. در آن صورت، او را بر اين امر و امثال آن- براى تربيت او- آگاهى مىبخشند، با اينكه وقوع اين كار نيز از جانب كامل مكملى كه تربيت كامل مكمل ديگرى بر دست او مقدر شده امكان پذير است، و اين كاملترين شئون حق تعالى است زيرا كاملتر از آن چه كه به واسطه ايجادش ظاهر نموده- يعنى آفريدنش بر صورت و حضرت [: مقام] خويش و خليفه كردنش بر مخلوقات خود- مىباشد. اين را نيك انديشه كن.
٦/ ٢٧ حال، در إتمام آن چه كه ملتزم به كشف سر و بيان آن بودم گويم:
پيش از اين بيان داشتم كه هر پيغمبرى مظهر اسمى از اسماء حق تعالى است و اينكه نبوت و رسالتش، متعين و مستند به حق متعال، از حيثيت آن اسم مىشود.
٧/ ٢٧ و نيز بدان كه آيات [معجزات و كتابهاى] هر پيغمبرى- خواه آيات متعدد باشد و يا يگانه- عبارت است از احكام حق(٢) اسمى كه رسالت و
(١). اين وجود واحد فايض از حق تعالى اسامى مختلفى از قبيل وجود منبسط و وجود مطلق و حقيقت محمديه و عقل اول و غيره دارد كه مترجم تمامى آنها را در كتاب مدارج الفتوة في شرح مهر النبوة آورده است.
(٢) اگر احكام (با كسره همزه) باشد به معنى محكم و استوار نمودن است، يعنى عبارت است از استوار نمودن حق تعالى اسمى را كه رسالت و نبوتش بدان مستند است.