ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٤٢ - (١٩) فك ختم فص ايوبى
امور آمادگى پذيرش آن چه كه بدان اذواق(١) مقاماتشان را كه به دست آوردهاند- ولى تحقق و ثبوت بدانها براى ايشان به كمال نرسيده است- بيابند و برايشان كمال پيدا كند لذا گرفتاريشان به اين رنجها سببى براى رسيدن به ذوق مقام ناقصشان و ترقىشان در آن تا نهايت بلندى قله آن است كه موجب آگاهى بر آن چه كه در آن جاست مىباشد. زيرا كسى كه در هيچ مقامى سخن نگفته و از آن به گونه حصر و احاطه مر اصول آن را، و آگاهى بر آن چه كه در آن جاست اشارهاى ننموده، او بر ذوق خود از آن مقام سخن گفته و حكم كننده بر آن و محيط بدان نيست. اين را نيك انديشه كن.
٥/ ١٩ و سبب قسم دوم پيشى داشتن علم حق تعالى است بر اين كه: فلان مقام بزودى حتما نصيب زيد خواهد شد، ولى علم حق تعالى اين را هم دارد كه حصول آن مقام براى كسى كه حصولش براى وى مقدر شده ناگزير از آن است كه كسب و كوشش در آن مدخليت داشته باشد. پس موهبت و عنايت ذاتى در آن خالص نيست بنا بر اين اگر مقدر الهى و توفيق و يارى او كمك به انجام اعمالى- كه آنها شروط در حصول آن مقام است- كرد، آن بوده، و اگر مقدر الهى كمك نكرد و زندگى وفاى به انجام آن شرطها براى تحقق بدان مقام
موجودات عالم كلا برحسب استعدادات متعاقبه غير متناهيه در تكامل بوده و از نقص به كمال مىگرايند. ابن رشد گويد: استعدادات از امور تابع كيفيات جوهرى و از اعداماند. خواجه نصير طوسى گويد: استعداد يكى از كيفيات است، يعنى چون چيزى در موضوعى به قوت بود و طرف حصول و لا حصول را ترجيحي نه، بعد از آن كه يك طرف را استعدادى حاصل آيد كه مقتضى رجحان آن طرف بأشد و لا محاله آن اسعداد هيئتى بأشد در موضوع، مانند صلابت كه در جسم قوت بأشد و مانند هيئات انفعالى مانند ممراض و لين كه لاقوت خوانند. صاحب مواقف گويد: كيفيات استعدادى يا استعداد، نحوه قبول و انفعال است كه قوت و لا قوت گويند و يا استعداد به طرف رفع.
(١) ذوق اولين درجات شهود حق به حق است در اثناى برقهاى پى در پى، هنگام كوچكترين لبس از تجلى برقى. و چون فزونى يافت و به مقام متوسط و ميانين شهود رسيد به نام «شرب» ناميده مىشود و چون به نهايت انجاميد به نام «رى» ناميده مىشود، و اين به حسب صفاى سر است از حظ غير.