ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٦ - تحقيق در احوال و شخصيت و آثار قونوى
يعنى به واسطه دورى و فرو رفتنش به كثرت خويش از اصلش كه همان مقام وحدانيت الهى نخستين است، چون او از بالاترين مراتب كه مرتبه برزخيت است- و بيانش گذشت- به پستترين درجات كثرت و انفعال [: اثر پذيرى] فرود آمده و در همان جا ايستاده است، برعكس كاملان كه دايره درباره ايشان تمام شده است، چون اينان اگرچه فرود آمدهاند ولى در فرود آمدنشان به بلندى بر شدهاند، همچنان كه برخى از مفسران و ناقلان در ثناى پيغمبرمان صلى الله عليه و آله گفتهاند:
خداوند از آدم [: حقيقت انسانى] تو را برگزيد و تو پيوسته فرود آينده و بالا روندهاى(١) ١٠/ ١ ولى متوقفان در پستترين درجات اين چنين نيستند، زيرا آنان از نصف دايره پا فراتر ننهادهاند. اين راز اختصاص آدم است به حضرت الهيه، و سبب اول بودنش از جهت معنى، و آخر بودنش از جهت صورت، و جامع بودنش بين حقيقت وحدانيتي كه اصل و ريشه احكام وجوب است و بين كثرتى كه اصل و مايه احكام امكان است و در پايان، منتهى شدن كار به وحدانيت، از آن جهت كه هر چه از حد و مرز خويش درگذشت به ضد آن برگشت پيدا مىكند.
١١/ ١ در آن چه شنيدى نيكو انديشه كن كه اينها از مغزها و برگزيدههاى معرفت الهى و انسانى است، زيرا اگر آن چه را كه برايت بيان داشتيم دانستى، مراتب اسماء و تفاوت درجات آنها و همين طور تفاوت درجات موجودات- از آن جهت كه موجوداتاند- و حقيقت بيان الهى را كه [مىفرمايد:]
(١). اين مضمون بيت قصيده تائيه ابن فارض مصرى قدس سره عارف مكاشف قرن هفتم هجرى است كه گويد:
و انى و ان كنت بن ادم صورة *** فلي فيه معنى شاهد بابوتى
يعنى اگرچه از روى صورت فرزند آدمم، ولى در من معنايى است كه گواه من است بر پدر بودن من مر آدم را. و عراقى مضمون آن را در آغاز لمعات چنين بيان داشته است:
گفتا به صورت ار چه ز اولاد آدمم *** از روى مرتبت به همه حال برترم