ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٨ - تحقيق در احوال و شخصيت و آثار قونوى
اطلاقى ذاتى خويش- از آن چه كه بدان تعين يافته تميز و جدايى مىيابد- وجود نداشته باشد، نام اين فعل «كلام» است و ظاهر شونده بدان «كلمه»، و اگر واسطه بين فاعل بودن(١) حق و بين آن چه كه پديد مىآيد بعينه آلت وجودى و يا صورت مظهريت باشد و درخواست مرتبه مفعولى را كند كه محل وقوع فعل و مكان نفوذ اقتدار باشد، اين «قول» است، زيرا تأثير الهى در هر چه كه اثر مىگذارد به حسب مرتبه مفعول صدور و تعين مىيابد، و همين طور آلت و مظهرى كه عبارت از صورت آن حيثيتى است كه از جهت آن [حيثيت] اين موجود صادر شده است.
١٥/ ١ و چون اين را دانستى بدان كه حروف اصلى الهى(٢) عبارتند از تعقلات حق تعالى مر أشياء را- از حيث كينونيت و وجودشان- در وحدانيتش، و همانند اين، تصور نفسانى انسان است پيش از تعينات صور آنها به علمش در ذهن خود، و آنها عبارتند از تصورات مفردى كه خالى از تركيب معنوى و ذهنى و حسى بوده و مفاتيح اولند كه از آنها تعبير به مفاتيح غيب شده است كه همان اسماء ذاتى(٣) و اصول و امهات شئون اصلى هستند كه ماهيات از لوازم آنها، و نتايج تعقل تعريفات [تفريعات] آنها مىباشند.
١٦/ ١ و تعقل دوم، تعقل ماهيات است در پهنه علم ذاتى- از حيث امتياز نسبى- كه عبارت از حضرت ارتسام است كه بزرگان محققان و متألهان از
(١). در اولى واسطه بين ذات او و بين مفعول بود و در اينجا واسطه بين فاعل بودن حق تعالى- يعنى ظهور حق در مقام فاعليت- و بين موجود است. فهم اين مطلب بسيارى از اسرار قرآن عزيز را براى صاحبش آشكار مىسازد و فرق بين كلام و قول دانسته مىشود (حاشيه).
(٢) مجاز است، و آن عبارت است از صور معلومات أزلي الهى كه اين را حكما مقام اطلاق دانند (حاشيه).
(٣) اسماء ذاتى اسمائى هستند كه وجودشان متوقف و مشروط بر وجود غير نيست- گر چه از جهت اعتبار و تعلقش متوقف بر غير است- مانند عليم، و اينها به نام اسماء نخستين (الأسماء الاولية) و مفاتيح غيب و ائمه اسماء ناميده مىشوند.