ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٢٠ - تحقيق در احوال و شخصيت و آثار قونوى
امهات و پايههاى مخارج حروف انسانى دارد نيز داراى پنج درجه است و آنها عبارتند از: باطن قلب، بعد از آن سينه [: صدر]، سپس حلق [: گلو] و بعد دهان و در پايان دو لب، كه اينها نظير مراتب اصول [پنجگانه] اند و ديگر مخارج بين هر دو از اين امهات و اصول تعين مىپذيرد. نيكو بفهم.
١٨/ ١ حال گويم: بسيطترين [: خالصترين] موجودات كه همان عقل اول است فقط يك نوع از تركيب را دارد و آن اينكه: وى را ماهيتى است كه اتصاف به وجود دارد، پس، از جهت احكام كثرت امكانى بيش از يك حكم ندارد و آن اينكه در ذات خود ممكن است، و غير از اين يك اعتبار، واجب بسيط است، و شأن ديگر عقول- از اين جهت- همين گونه است، ولى به سبب واسطه بودن عقل [اول] بين آنها و بين ذات حق تعالى- از جهت يك حكم و يا احكامى- موجب تعقل كثرت آن چه كه در مرتبه آنها [: عقول] قرار دارد مىشود، ولى اينها [: كثرت تعقلى] كثرت وجودى نيست كه بتوان بر آنها حكم به تركيب نمود.
١٩/ ١ و اما نفوس فلكى(١)، در سومين مرتبه وجود واحد قرار دارند كه پس از آن امر [الهى] به سوى مراتب پنجگانه فرود مىآيد. پس آن چه كه بعد از نفوس [فلكى] است، أجسام بسيط و سپس مرتبه پنجم مىباشد كه أجسام مركب است. اينها اصولى بود كه پيش از اين گفتيم بدانها اشاره كرده و بيان مىگردد.
٢٠/ ١ اين چنين ترتيب ايجادى در تمام كلام الهى كه فرود مىآيد مراعات
خود جز هوا چيزى نيست، و عرفا نظرشان به غايتى است كه آن ترويج (راحتى رسانيدن) اسماء داخلى است كه تحت حكومت اسم رحمان است و آنها را از آن سختى كه عبارت از در كمون (باطن) بودن أشياء است- و در آنها گويى كه بالقوة هستند- ترويح و راحتى مىبخشد، مانند راحتى و آسايش يافتن انسان به واسطه نفس كشيدن.
(١) فلاسفه گويند افلاك را دو نفس است، يكى نفس ناطقه مدبره، و ديگرى نفس منطبعه كه سارى در تمام جرم آنهاست و به منزله نفس و روح حيوانى در انسان است. نفوس افلاك را نفوس سماويه هم گويند، زيرا افلاك را مانند انسان و حيوان اعضاء و جوارح خاص نيست كه آلات و مظاهر نفوس باشند. از اين جهت گويند كه آنها را نفوس منطبعه مىباشد.