ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٢١ - (١٦) فك ختم فص سليمانى
٣/ ١٦ و چون اين را فهميدى بدان: رحمتى كه به حضرت سليمان عليه السلام اختصاص داشت از رحمت عامى صفاتى، و از حكم رحمت ذاتىاى كه تمام موجودات را فرا گرفته- و صفت عموم نيز به حكم آن [حكم رحمت ذاتى] است- بود از اين روى حكم حضرت سليمان و تصرفش در عالم فراگير و عمومى بود و خداوند عالم بالا و پايين را مسخر او ساخته بود.
٤/ ١٦ و اما تسخيرش مر عالم پايين را، به واسطه حكمش در جن و انس و دد و پرنده و ديگر حيوانات صحرايى و دريايى روشن و آشكار است و حكمش [از آنها] گذر كرده و به عناصر رسيد، بطورى كه باد را مسخر كرد كه به فرمان وى وزد و آب مسخر او گشت تا شياطين و پريان آتشى- براى او- درون آن روند [و صيد مرواريد كنند] و اين از بزرگترين تسخيرات است، يعنى جمع بين آن چه كه از آتش است [يعنى جن] با آب، با اينكه طبيعت آن دو با هم تضاد كلى دارند. لذا خداوند بر اين مطلب آگاهى داده و فرموده: وَ من الشَّياطِينِ من يَغُوصُونَ لَهُ وَ يَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذلِكَ [انبياء/ ٨٢: و از شياطين كسانى را رام وى كرديم كه براى او غواصى كنند و كارهاى ديگر جز اين نيز كنند].
پس خبر و آگاهى داده كه هر چه انجام مىدادند، همگى كمتر [: دون] از غواصىشان بوده، چون همان گونه كه گفتم، جمع بين أضداد صعب و دشوار است. و همچنين زمين نيز مسخر او گشت كه در آن هر كجا خواهد مقام گيرد.
٥/ ١٦ و اما تسخير جن براى او مر عالم علوى و بالا را: اين نيز نزد صاحبان بينش روشن است، چون هر چه كه براى آن حضرت در اين عالم آماده و آسان كرده شد آن، از مسخر كردن خداوند است آن عالم را و آموختن اسباب تصريفات و برگردانيدنها مر او را. اين را نيك انديشه كن كه از آثار حكم عام است كه اختصاص به رحمت عامى دارد.
٦/ ١٦ و اما رحمت خاصى ذاتى: آن عبارت از عنايت است كه به نام