ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٨٧ - (١١) فك ختم فص صالحى
و فلق و زرع و خلق و جعل و اخراج [كه همگى قريب المعنىاند] نمود.
٧/ ١١ بنا بر اين، فطر و فتق دو مفتاحند براى جدا كردن موادى كه به ذات خود جامع بين نازكيها و ستبريها و سختيها و نرميها هستند. يكى از آن دو [اسم] براى تكثير واحد است و ديگرى براى تفصيل مجمل.
٨/ ١١ و زرع و فلق دو مفتاحند براى اظهار [: پديدار كردن] و توليد و تكوين [كه هر سه قريب المعنىاند]. يكى از آن دو [اسم] جهت آماده ساختن ماده براى پذيرش تغيير است و ديگرى براى تكميل تغيير به جهت به فعليت رسانيدن آن چه كه در قوه است.
٩/ ١١ و خلق مفتاحى است كه از جهت جمع و تركيب و تعيين، اختصاص به صورتها و أجسام دارد.
١٠/ ١١ و اما اخراج بر دو نوع است: اخراج و بيرون آوردنى است مانند بيرون آوردن باران از أبر و معادن و آبها از درون زمين و كوه، و بيرون آوردنى است مانند باران كه به واسطه آن گياه از زمين بيرون مىآيد. و تمامى اينها مفاتيحند.
١١/ ١١ و اما جعل: آن مفتاح ايجاد صفاتى است كه لازمه مخلوقات است و ويژه حق تعالى از آن، يعنى از مفاتيح غيب، شهود كيفيت فتح و ادراك ذاتى آن به واسطه سرايت مىباشد كه از آن تعبير به معيت شده است، چنانكه خداوند سبحان مىفرمايد: أَ لا يَعْلَمُ من خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ [ملك/ ١٤:
چگونه آن كه خالق است و همو لطيف و خبير است، نمىداند؟] زيرا او به واسطه سريان [معيت] خود در آن چه كه آفريده و مصاحبت و همراهىاش با هر موجودى- نه از روى آميزش و حلول- لطيف است، و به كيفيت سريان و حكمش به سريان- كه آشكار كننده سر خبرگى بوده و آگاهىاى است كه آن، آخرين ظهورات حكم علم و كاملترين درجات آن است- خبير [: آگاه] مىباشد. از اين روى گفتم: در ادراك كيفيت فتح- ذاتا- ويژه حق تعالى است و به مشاهده فتح اول