ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٢٦ - (١٦) فك ختم فص سليمانى
حكمت و فصل الخطاب [: امتياز بين حق و باطل] را يافت. و حضرت سليمان در جمع از او ارث برد و به تفصيل فعلى و حكم ظاهر آشكار و تسخير عام كلى بلند زيادت يافت.
١٥/ ١٦ لذا در وجود هيچ كسى كه سلطنتش از او بزرگتر و حكمش از او فراگيرتر باشد ظاهر نگشت و پس از او هم ظاهر نخواهد گشت. زيرا وقتى ظهور آن چه كه خداوند ظهورش را مقدر كرده بود- يعنى از اسرار ربوبى و امورى كه بيان شد منتسب به حق تعالى و عالم كون است، از مقام علم گرفته تا دورترين درجات ظهور كه نزد خداوند معلوم است- فرارسيد، در اجابت دعوت و درخواستش ممانعت واقع شد. لذا تمام اين امور، پس از كمال ظهورشان، همگى از حضرت [: مقام] ظهور به حضرت بطون بازگشتند- يعنى به صورت تدريج و آهسته آهسته- همان گونه كه در زمانهاى بروز و ظهورشان از حضرت بطون به حضرت ظهور وقوع يافت. زيرا آن جا جز ظهور از بطون و يا بطون از ظهور نيست. لذا هر چه كه از باطن كم آمد، ظاهر آن را تلافى كرد، و همين طور عكس آن.
١٦/ ١٦ و چون نسبت حكم رحمت عامى كه اختصاص به حال حضرت سليمان عليه السلام دارد به حقيقت رحمت عامى، نسبت صفت است به موصوف، با اشتراكشان در فراگيرى و عموم اثر گذارى و آن چه كه به حضرت سليمان داده شده بود، بخششى آميخته از حقيقت رحمت و حكم آن بود. لذا رغبت و ميل آن چه كه بدو بخشيده شده بود توقف بر دعايى داشت كه از سرّ حكم رحمت بود يعنى به اعتبار امتياز صفت از موصوف و فرود آمدنش از درجه موصوف بدان، و از جهت الهام حق تعالى دعا را بدو و اجابتش مر دعاى او را، و آگاهى دادنش او را كه: فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ [ص/ ٣٩: خواهى ببخش يا نگهدار، حسابى بر تو نيست]. اين سر رحمت ذاتى عامى است. نيكو انديشه كن.
١٧/ ١٦ اين چيزى بود كه خداوند از اسرار احوال حضرت سليمان